تبلیغات
درباره حقایق آشکاری که ما ندیدیم - دولت اسرائیل و بهائیت (بخش پایانی)
 
درباره حقایق آشکاری که ما ندیدیم
امام علی (ع) : در دگرگونی روزگار ، گوهر شخصیت مردان آشکار میگردد.
پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: نویسنده : میلاد -

كمك‌های مالی بهائی‌ها به یهودیان پس از تشكیل دولت اسرائیل

پس از تأسیس دولت جدید اسرائیل در سرزمین اشغالی فلسطین 1948 م/ 1327 ش، ایران یكی از معدود كشورهای اسلامی بود كه در سال 1329 ش آن را به صورت دوفاكتو به رسمیت شناخت و در بیت‌المقدس سركنسولگری دایر نمود.[23] ویلیام شوكراس در كتاب «آخرین سفر شاه» درباره‌ی شناسایی اسرائیل توسط دولت ایران برای اولین بار فاش می‌سازد كه اسرائیل شناسایی خود را با پرداخت مبلغ چهار میلیون دلار به ساعد مراغه‌ای (نخست‌وزیر وقت)، به دست آورد.[24]

در واقع وحدت منافع حكومت پهلوی و اسرائیل آنها را به هم نزدیك می‌كرد و به همكاری در زمینه‌های مختلف سوق می‌داد. هدف اصلی آنان از این همكاری را می‌توان ناشی از احساس مشترك آنها در ایجاد سیاست‌های ضدعربی و ضداسلامی در منطقه دانست. اما این رابطه و همكاری با روی كار آمدن دولت ملی دكتر محمد مصدق مورد تهدید جدی قرار گرفت؛ چراكه در 15 تیر ماه 1330 دكتر مصدق با عنایت به اصل موازنه‌ی منفی و با توجه به اعتراضات مردم و برخی از نمایندگان مجلس، شناسایی دوفاكتوی اسرائیل را پس گرفت و طی اعلامیه‌ای قطع رابطه با دولت اسرائیل را به اطلاع عموم رساند. این وضعیت دیری نپایید و با سقوط دولت مصدق در 28 مرداد 1332 روابط ایران و اسرائیل عملاً شروع شد و در ابعاد مختلف، خصوصاً در زمینه‌های كشاورزی، اطلاعاتی و نفتی تا انقلاب اسلامی روز به روز گسترش یافت.

اسرائیل، رژیم شاه را تنها متحد و دوست خود در منطقه‌ی خاورمیانه تلقی می‌كرد. ولی محمدرضا شاه به خاطر جو ضد اسرائیلی در بین مردم ایران و مسلمانان جهان و واكنش منفی محافل و شخصیت‌های ملی، نمی‌توانست به طور علنی روابط خود را با اسرائیل رسمی كند. به همین دلیل با وجود رابطه با اسرائیل، رژیم در ظاهر خود را ضد اسرائیل نشان می‌داد و در سازمان ملل و سایر سازمان‌های بین‌المللی تخصصی همیشه علیه اسرائیل رأی می‌داد و در ردیف كشورهایی قرار داشت كه رژیم صهیونیستی را محكوم می‌ساختند. ولی این روش «اسمی» برخورد ایران با اسرائیل بود. ایران و اسرائیل منافع بسیاری در این همكاری بی‌سروصدا به دست می‌آوردند. آمریكا و انگلیس نیز این‌گونه همكاری را می‌پذیرفتند؛ زیرا ایران با نقش فوق می‌توانست بهترین حلقه‌ی اتصال اسرائیل و كشورهای عربی باشد. همان‌طور كه از ترجمه‌ی مقاله‌ی «لومونه» تحت عنوان تفاهم پنهانی ایران و اسرائیل برمی‌آید:

«با این همكاری [بی‌سروصدا] اسرائیل به طریقی جهان عرب را محاصره می‌كند، خود را در خاورمیانه كاملاً تنها احساس نمی‌كند و در بازاری شركت می‌كند كه به سرعت در حال توسعه است. كارشناسان كشاورزی اسرائیل در چند طرح بزرگ عمرانی شركت می‌كنند، سرمایه‌های اسرائیلی در بخش‌های مختلف به كار می‌رود و همكاری وسیعی بین صنعت جوان هوایی- دریایی ایران و وضعیت مقتدر «اسرائیل ایر گرافت ایند استری» (صنعت هواپیماسازی اسرائیل) وجود دارد.

البته این تفاهم دوستانه در اشكال دیگری نیز جلوه می‌نماید؛ سرویس‌های مخفی دو كشور به طور نزدیك با یكدیگر همكاری می‌كنند و بسیاری از اعضا و افراد «ساواك» (پلیس مخفی مقتدر ایران) در تل‌آویو تعلیم دیده‌اند. بسیاری از مخالفین شاه كه در اروپا زندگی می‌كنند، در اردوگاه، پناهندگان فلسطین لبنان تعلیم می‌بینند. مهارت اسرائیلی‌ها [ناخوانا] كردن از طریق شبكه‌های جاسوسی خود معروف است و آنها اطلاعاتی را كه ممكن است برای مقامات ایرانی جالب باشد، در اختیار آنان قرار می‌دهند. البته همه‌ی اینها در قبال چیزی انجام می‌گیرد. از سوی دیگر به‌رغم تكذیب‌های رسمی با اطمینان می‌توان گفت كه تعدادی از افسران ایرانی و مخصوصاً عده‌ای از خلبانان و چتربازان ایرانی در اسرائیل تعلیم دیده‌اند.

این سیاست همكاری با كشور یهود اینك جنب وجوشی در افكار عمومی ایجاد كرده است. ملاها (پیشوایان مذهبی) بیش از پیش از این سیاست در مساجد انتقاد می‌كنند؛ ملت به هیجان آمده است و اتفاق افتاد كه تظاهركنندگانی كه قرار بود از زمامدار خود تجلیل كنند، دچار اشتباه لفظی شدند، به جای آنكه فریاد بزنند «جاوید شاه»، آنها فریاد زدند «جهود شاه»... همه‌ی اینها ممكن است یك روز مسائل مهمی را مطرح سازد. فعلاً به‌رغم تظاهرات مختصری كه از جانب مخالفین این امر ایجاد می‌شود، همكاری میان ایران و اسرائیل با رضایت طرفین ادامه دارد...».[25]

این‌گونه همكاری بی‌سروصدا نه تنها به نفع دول استعماری انگلیس، آمریكا و اسرائیل بود، بلكه بهائی‌ها نیز از این موقعیت در جهت ارتقای منافع خود استفاده می‌كردند. در گزارش شهربانی آذربایجان شرقی به ساواك در تاریخ 28/10/1348 چنین آمده است:

«... چند تن از افراد فرقه‌ی بهائی در كشور اسرائیل سكونت داشته و چند نفر نیز از جمله شخصی به نام روح‌الله مشتاق، اهل قریه‌ی «سیسان» در اطراف تبریز به آن كشور تردد داشته و كمك‌هایی‌ كه از طرف مذكور به كشور اسرائیل می‌گردد، توسط آنها انجام می‌گیرد. ضمناً بهائی‌هایی كه در آذربایجان و در سایر شهرستان‌ها دارای تأسیسات و كارخانه‌هایی هستند، از وسایل و آلات ساخت اسرائیل استفاده و با خرید آن به اقتصاد كشور مورد بحث به طور غیرمستقیم كمك می‌نمایند».[26]

همكاری گسترده‌ی بهائی‌ها با صهیونیست‌‌ها در جریان انتقال یهودیان جهان به فلسطین اشغالی افزایش یافت. در این برهه از زمان، كشور ایران به عنوان ایستگاه انتقال یهودیان ممالك همجوار شناخته شده بود. به این نحو كه یهودیان كشورهای آسیایی به ایران مهاجرت می‌كردند و انجمن صهیونیست ایرن- كه بعدها به آژانس یهود تغییر نام یافت- ترتیب مهاجرت آنان را به اسرائیل می‌داد و تسهیلات لازم را برای آنان فراهم می‌آورد.[27]

انجمن صهیونیست ایران، توسط یهودیان ایرانی‌تباری چون حبیب القانیان، لطف‌الله حی و مئیر عزری راه‌اندازی شده بود. این انجمن كه بعداً به آژانس یهود تغییر نام یافت، زیرمجموعه‌ی «انجمن كلیمیان» بود، اما در واقع توسط سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) اداره می‌شد و به عنوان یك ابزار كارآمد در خدمت تحقق اهداف این رژیم قرار داشت. این انجمن توسط دولت اسرائیل در هر سرزمینی كه یهودیان در آن اقامت داشتند، با هدف كنترل و هدایت آنان به وجود می‌آمد.

یكی از مهم‌ترین اقدامات انجمن مذكور، كمك به یهودیان برای مهاجرت به اسرائیل و جمع‌آوری اعانه از كلیمیان ایران جهت كمك به اسرائیل بود.[28] به عنوان نمونه ساواك در تاریخ 12/10/1350 گزارش می‌دهد:

«طبق گزارشات واصله در سه ماه گذشته، نمایندگی اسرائیل در ایران با كمك انجمن كلیمیان تهران، تلاش همه‌جانبه‌ای را در زمینه‌ی اخذ اعانه و تعهدات و كمك‌های نقدی از یهودیان ایرانی شروع كرده و مبالغ قابل توجهی را جمع‌آوری نموده‌اند.

اخیراً آقای مئیر عزری نماینده‌ی سیاسی اسرائیل در ایران مبادرت به دعوت از طبقات مختلف یهود اعم از داروسازان، دكترها، تجار و كارمندان بانكی، كارمندان شركت ملی نفت ]و[ كارمندان دولت، حتی بازاریان نموده و با سخنرانی‌های مهیج چه در نمایندگی اسرائیل در تهران و چه در انجمن كلیمیان تهران، آنان را تشویق به دادن كمك‌های نقدی برای دولت و ارتش اسرائیل می‌نماید و از این رهگذر می‌خواهد با تشكیل گروه‌های مختلف از طبقات یهود، همبستگی‌های بیشتری بین آنان به وجود آورند.

نمایندگی اسرائیل در ایران اخیراً با صدور دستورالعمل‌هایی كه به صورت بخشنامه به امضای مئیر عزری نماینده‌ی سیاسی اسرائیل در ایران رسیده و چگونگی آن قبلاً گزارش دیده ]شده[ جهت كلیه‌ی كنیسه‌ها و انجمن كلیمیان تهران و انجمن‌های محلی یهود ارسال و خواسته شده كه گروه‌های كلیمی ایران در این زمینه هماهنگی كامل نشان داده و با جمع‌آوری كمك‌های نقدی و انجام تعهدات لازم، علاقه‌مندی و پشتیبانی خود را از دولت و ملت اسرائیل اعلام نمایند. ضمناً آقای مئیر عزری نامه‌هایی برای عده‌ای از سرشناسان و مؤسسات كلیمی در تهران ارسال ]كرده[، كه حاوی پیام تبریك پرزیدنت زالمان شازار رئیس‌جمهور اسرائیل می‌باشد...».[29]

و یا در گزارش 6/7/1350 واصله از ساواك تهران آمده است:

«ربی مئیر عزری نمایندگی اسرائیل در ایران به مناسبت آغاز سال نو عبری (روزه‌ بزرگ) از كلیه‌ی نمایندگان كنیسه‌ها، انجمن‌های محلی، انجمن كلیمیان تهران و صندوق ملی یهود، دعوت به عمل آورده بود تا در محل نمایندگی مزبور اجتماع و به منظور كمك به اسرائیل در جمع‌آوری اعانه تعهداتی بنمایند و بعضی از كنیساها نیز تعهداتی به همین لحاظ نموده بودند...

در اجرای اوامر صادره، چگونگی از ساواك تهران استعلام، پاسخ واصله حاكی‌است:

یهودیان ایران مبلغ 11،929،000 ریال تعهد سپرده‌اند كه از مبلغ مزبور 455،000 ریال نقداً جمع‌آوری و بقیه را نیز به تدریج پرداخت خواهند نمود...».[30]

همگام با تكاپوهای یهودیان، بهائیان ایران نیز مشغول جمع‌آوری پول برای كمك به یهودیان اسرائیل شدند. از جمله، سندی كه در این خصوص خواندنی و جالب توجه است، راجع به كمك‌های مالی بهائیان پاوه می‌باشد:

«هفتمین جلسه‌ی محفل روحانی بهائیان شهرستان پاوه در ساعت 11:30، در منزل خانم دكتر فرخنده یاری، رئیس بهداشت پاوه، اسماعیل عزتی راننده‌ی بیمارستان، دكتر منصوره یاری رئیس بیمارستان پاوه، دكتر فرخنده یاری، خانم عزتی، خانم روح‌انگیز شفیع‌زاده، مادرزن عزتی، در جلسه شركت داشتند. در ابتدای جلسه مناجات توسط ضیائی خوانده شد، سپس راجع به جمع‌آوری پول سهمیه‌ی محفل پاوه بحث گردید. امین صندوق خانم منصوره یاری به عرض محفل رسانید كه تا به حال 31،500 ریال جمع‌آوری گردیده، فقط ضیائی، زمانی و یوسفی عربی رئیس جنگلبانی، سهمیه‌ی خود را پرداخت نكرده‌اند كه پس از اخذ سهمیه‌ی نامبردگان وجه مزبور به محفل كرمانشاه ارسال خواهد شد...».[31]

علاوه بر این در تاریخ 9/9/1349 ساواك گزارش می‌دهد:

«شنیده شده است كه چندی قبل بهائیان ایران نیز مبلغ هنگفتی كه چندین میلیون تومان بوده به اسرائیل كمك كرده‌اند. البته تصور می‌رود. كمك بهائی‌ها از طریق آقای غفوری نماینده‌ی سیاسی اسرائیل در ایران و ]به[ وسیله‌ی حبیب القانیان كه تماس مستقیم با حبیب ثابت كه قبلاً یهودی و اهل كاشان بوده است، انجام گردیده، زیرا از قرار معلوم سرمایه‌ی محفل و وجوه جمع‌آوری شده‌ی بهائیان ماهیانه به نام خیرالله در صندوقی نزد حبیب ثابت می‌باشد و مشارالیه این پول‌ها را به ربح می‌دهد، لكن كل مبلغ وجوه جمع‌آوری‌شده فعلاً نامعلوم است».[32]

حبیب القانیان یكی از سرمایه‌دارترین یهودیان ایران بود كه سالیان دراز ریاست انجمن كلیمیان تهران را نیز بر عهده داشت. او با اكثر سازمان‌ها و انجمن‌های یهودی و صهیونیستی فعال در ایران ارتباط و همكاری داشت، القانیان ضمن كمك‌های مالی سرشار به اسرائیل بخشی از سرمایه‌ی خود را به منظور حمایت و پشتیبانی از رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی به كار گرفته و در زمینه‌های مختلف چون هتل‌سازی، تأسیس بانك، خانه‌سازی و ... سرمایه‌گذاری كرده بود. القانیان جزو اولین سرمایه‌داران یهود ایران است كه در اتاق بازرگانی و صنایع ایران شاهنشاهی عضویت داشت.[33] حبیب القانیان با بهائی‌های ایران به ویژه ثابت پاسال روابط نزدیكی داشت. او از دوستان قدیمی و صمیمی حبیب پاسال به شمار می‌آمد. زمانی كه حبیب ثابت بانك توسعه‌ی صنعت و معدن را جهت افزایش اعتبارات بانكی خود تأسیس كرد، بخشی از سرمایه‌‌ی اولیه این بانك را چند سرمایه‌دار نظیر حبیب القانیان، ابوالحسن ابتهاج و حسین همدانیان تأمین كردند.[34] ثابت پاسال نیز به پاس این خدمات و همكاری‌ها، در جریان مهاجرت یهودیان به فلسطین و ارسال كمك‌های مالی به آنان مراتب وفاداری خود را به دوستان قدیمی خود اثبات كرد. به پاس این خدمات، رژیم اشغالگر قدس، پس از مرگ وی یكی از خیابان‌های شهر تل‌آویو را به نام او نامگذاری كرد و رادیو اسرائیل در بخش خبری خود، مرگ او را «ضایعه‌ی بزرگ» نامید.[35]

یكی از كسانی كه در گسترش روابط سیاسی و اطلاعاتی بین ایران و اسرائیل نقش تعیین‌كننده‌ای داشت، مئیر عزری نماینده‌ی دولت اسرائیل در تهران بود. عزری یهودی ایرانی‌تباری بود كه در سال 1328 به همراه ده‌ها نفر از یهودیان ایرانی به اسرائیل مهاجرت كرده بود. او نخستین نماینده‌ی سیاسی اسرائیل در ایران بود و حدود بیست سال به عنوان سفیر، وزیر مختار و بازرگان در ایران ماند. عزری كه با زبان فارسی و آداب و رسوم ایرانیان آشنایی داشت، نقش اصلی را در برقراری روابط بین ایران و اسرائیل و انجام ملاقات‌های طرفین ایفا می‌كرد و حتی با ایجاد ارتباط صمیمانه با شخصیت‌های سیاسی و نظامی و مالی، از جمله سپهبد حاجی‌علی كیا، رئیس اداره‌ی اطلاعات ارتش، دكتر منوچهر اقبال نخست‌وزیر، غلامعباس آرام وزیر امور خارجه، عبدالكریم ایادی رئیس ستاد ارتش و دیگران، موفق شد اعتماد آنها را به خود جلب كند. او توانسته بود با كمك دوستان بهائی خود مانند عبدالكریم ایادی، ملاقات‌هایی بین شاه و مقامات عالی‌رتبه‌ی اسرائیلی از جمله «ژنرال هركایی» رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل ترتیب دهد. از جمله پیامدهای این ملاقات‌ها موافقت محمدرضا شاه با افتتاح دفتر نمایندگی سیاسی ایران در تل‌آویو بود.[36] با این حال شاه برای جلوگیری از بحرانی شدن روابط ایران و كشورهای عربی به ویژه مصر و عراق دستور داد این كار به نحو پنهانی انجام گیرد[37] و به صورت دفتری در سفارت سوئیس فعالیت نمایند و به گفته‌ی فردوست «شاه جرأت نكرد روابط خود را با اسرائیل رسمی كند».[38]

مئیر عزری توانسته بود با شخص محمدرضاشاه و اسدالله علم وزیر دربار و عبدالكریم ایادی روابط صمیمانه‌ای برقرار كند و هرگاه مناسب بداند به ملاقات آنها برود؛ به طوری‌كه خود در خاطراتش از روابط نزدیكش با عبدالكریم ایادی می‌نویسد: «پروانه‌ی ورود داروهای خریداری‌شده از كشورهای بیگانه كه باید به بازارهای ایران می‌رسید، در كمیته‌ای در وزارت بهداری كه از گروهی پزشكان و كارشناسان كاركشته برپا شده بود، ارزیابی می‌شد. دكتر ایادی یكی از كارشناسان این كمیته بود. روزی به دیدارش رفتم تا در زمینه‌ی برگزاری كنگره‌ی داروسازان ارتش‌ها كه باید روز بیست و پنجم آوریل 1960 در تهران انجام می‌شد و درباره‌ی سرهنگ دوم ایسرائل ماهاریك كه فرماندهی گروه اسرائیلی را داشت، با وی گفتگو كنم. گواینكه ایادی از برخی موش‌دوانی‌ها]ی[ نمایندگان كشورهای تازی [عربی] در واكنش به بودن نماینده‌ی اسرائیل در كنگره آگاه بود، ولی دلاورانه با خوشرویی، سرهنگ ماهاریك را در این كنگره پذیرفت... ایادی به یهودیان مهر ناگسستنی داشت و آنها را مردمی درددیده و شایسته‌ی بی‌پیرایه‌ترین یاری‌ها می‌دانست. افزون بر آن، ارزنده‌ترین و والاترین نیایشگاه‌های بهائیان، در كشور اسرائیل بود و این پدیده‌ی روشن‌تر از آفتاب را ایادی نمی‌توانست نادیده بگیرد».

روابط نزدیك و بسیار صمیمانه‌ی عالی‌ترین نماینده‌ی دولت اسرائیل (مئیر عزری)‌با سركردگان بهائی در ایران نشانگر اوج همكاری و همیاری بهائیان و رژیم غاصب صهیونیستی در این برهه از زمان می‌باشد. گرچه این نوع همكاری‌ها در مراتب بسیار وسیع‌تری صورت می‌گرفته است، لیكن عدم دسترسی به اسناد در این مورد، در حال حاضر فضا را برای بررسی و پژوهش محدود كرده است. امید است با كشف اسناد جدید، از میزان همكاری بین بهائیان و رژیم غاصب صهیونیست، تحقیقات گسترده‌ای توسط پژوهشگران در آینده صورت گیرد.



.[1] فریدون آدمیت، پیشین، صص 457ـ 458

.[2] حبیب مؤید، خاطرات حبیب، تهران، مؤسسه‌ی ملی مطبوعات امری، 118 بدیع، ص 20

.[3] سِر هربرت ساموئل، نخستین وزیر یهودی پارلمان انگلستان بود كه در سال 1915 پیشنهاد طرحی پیرامون تأسیس یك كشور یهودی در فلسطین به پارلمان انگلستان تقدیم داشت و در این طرح متذكر گردید فلسطین به صورت كشور تحت‌الحمایه‌ی انگلستان درآید تا یهودیان بتوانند به خرید زمین و بسط خاك و برپایی دولت یهودنشینان بپردازند. این طرح در سال 1920 م/ 1309 ش، ضمن بررسی‌ای كه در «سان‌رمر» برگزار شد و بر اساس مفاد آن قیمومیت فلسطین به دولت انگلستان واگذار شد، به مرحله‌ی اجرا درآمد و سپس «هربرت ساموئل» به عنوان كمیسر عالی فلسطین انتخاب گردید. (بنگرید به: ژرژ لجنافسكی، تاریخ خاورمیانه، ترجمه‌ی احمد جزائری، تهران، چاپ اقبال، 1331، ص 325)

.[4] شوقی افندی، پیشین، جلد سوم، ص 321

.[5] اشراق خاوری، رساله‌ی ایام تسعه، صص 5ـ 8

.[6] روز چهاردهم ماه می 1948 م، انگلستان به «قیمومیت فلسطین» پایان داد و در همان روز شورای ملی در «تل‌آویو» شكل گرفت و تشكیل دولتی جدید به نام «اسرائیل» اعلام گردید. چند ساعت بعد از این اعلام، «ترومن» رئیس‌جمهور آمریكا از طرف دولت آمریكا، دولت جدیدالتأسیس اسرائیل را به رسمیت شناخت.

.[7] اسماعیل رائین، پیشین، ص 168

.[8] شوقی افندی، پیشین، قسمت چهارم، ص 162

.[9] مجله‌ی اخبار امری، ارگان محفل ملی بهائیان، شماره‌ی 12، فروردین 1332 ه‍. ش، ص 62

.[10] اسماعیل رائین، پیشین، ص 168

.[11] شوقی افندی، پیشین، كتاب چهارم، ص 162

.[12] همان

.[13] اسماعیل رائین، پیشین، ص 202

.[14] عبدالحسین آیتی، كشف‌الحیل، ج 2، ص 144

.[15] آئین اسلام، شماره‌ی 12، (21/5/1338)، سال ششم، ص 15

.[16] اسماعیل رائین، پیشین، ص 171

.[17] حسن نیكو، پیشین، ج 1، صص 81ـ 82

.[18] صبحی مهتدی، پیشین، ص 224

.[19] همان، ص 182

.[20] حسن نیكو، پیشین، ص 89

.[21] صبحی مهتدی، پیشین، ص 227

.[22] عبدالله شهبازی، جستاری در بهائیگری، ص 28

.[23] علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران (1357- 1320)، تهران، نشر قومس، 1379، ص 412

.[24] ویلیام شوكراس، آخرین سفر شاه، ترجمه‌ی عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، نشر البرز، 1369، ص 93

.[25] ضمیمه‌ی شماره‌ی یك از مجموعه‌ی حاضر

.[26] سند شماره‌ی 91 از مجموعه‌ی حاضر

.[27] سند شماره‌ی 112 از مجموعه‌ی حاضر

.[28] سند شماره‌ی 103 از مجموعه‌ی حاضر

.[29] سند شماره‌ی 108 از مجموعه حاضر

.[30] سند شماره‌ی 107 از مجموعه حاضر

.[31] سند شماره‌ی 116 از مجموعه‌ی حاضر

.[32] سازمان یهودی و صهیونیستی در ایران، تهران، مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1381، ص 536

.[33] همان، ص 119

.[34] معماران تباهی، ج 3، ص 38

.[35] همان، ص 45

.[36] علیرضا اغندی، پیشین، ص 414

.[37] همان

.[38] حسین فردوست، پیشین، ج 1، ص 551

محمدرضا شاه سعی می‌كرد روابط ایران و اسرائیل به طور مخفیانه پیش رود؛ به همین دلیل هیچ وقت علناً مقامات اسرائیلی را نمی‌پذیرفت. به عنوان نمونه زمانی كه ناهوم گلدمن، رئیس اتحادیه‌ی یهودیان جهان از طریق نمایندگان یهودی در ایران، تقاضای شرفیابی به حضور شاه ایران كرد، هرمز قریب رئیس تشریفات دربار شاهنشاهی به لطف‌الله حی نماینده‌ی اقلیت یهود در مجلس شورای ملی اطلاع داد: «مراتب به شرف اعلیحضرت همایونی رسید. مقرر فرمودند در موقعیت كنونی به صلاح نیست، به وقت مناسب دیگری موكول شود. ضمناً چنانچه آقای دكتر ناهوم گلدمن به صورت عادی به ایران مسافرت نماید، اشكالی ندارد، ولی ما نمی‌توانیم آمدن او را به ایران منكر شویم». (ر. ك: سند شماره‌ی 127 از مجموعه‌ی حاضر)

منبع: سایت اسناد انقلاب اسلامی
ثریا شهسواری




نوع مطلب : تاریخ معاصر ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:25 ق.ظ
Excellent article. Keep posting such kind of information on your blog.
Im really impressed by it.
Hi there, You've done an excellent job. I will certainly digg it and for my part
recommend to my friends. I'm confident they'll be benefited from this web site.
شنبه 14 مرداد 1396 02:56 ب.ظ
Fantastic goods from you, man. I've understand
your stuff previous to and you're just extremely wonderful.
I really like what you have acquired here, certainly like what you're saying and the way in which you say it.

You make it entertaining and you still care for to keep it wise.
I can not wait to read much more from you. This is actually a great website.
دوشنبه 12 تیر 1396 12:07 ق.ظ
You could definitely see your skills within the paintings you write.
The sector hopes for even more passionate writers such as you who aren't afraid to say how they believe.
Always follow your heart.
شنبه 10 تیر 1396 05:25 ب.ظ
Hi would you mind sharing which blog platform you're using?
I'm looking to start my own blog soon but I'm having a hard time choosing between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your design and style seems different then most blogs and I'm looking for
something unique. P.S My apologies for being off-topic but I had to ask!
سه شنبه 6 تیر 1396 09:06 ق.ظ
I really like looking through a post that will make people think.

Also, thanks for allowing for me to comment!
دوشنبه 14 فروردین 1396 03:06 ب.ظ
Hi there all, here every person is sharing these experience, therefore
it's fastidious to read this website, and I
used to pay a quick visit this blog all the time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :