تبلیغات
درباره حقایق آشکاری که ما ندیدیم - جنگ قرقیسیا
 
درباره حقایق آشکاری که ما ندیدیم
امام علی (ع) : در دگرگونی روزگار ، گوهر شخصیت مردان آشکار میگردد.
شنبه 16 شهریور 1392 :: نویسنده : میلاد -

قرقیسیا شهرى كوچك نزدیك سرچشمه رود خابور در نهر فرات است كه امروز به ویرانه اى نزدیك شهر دیر الزور ، كنار مرز سوریه تبدیل شده و به مرز تركیه هم نسبتاً نزدیك است .برخى روایات در مورد نبردى بزرگ در آن سامان سخن گفته و آن را به سفیانى ربط داده اند كه در زمان امام مهدى(علیه السلام) خواهد بود. در آن سال در هر نقطه اى از مغرب زمین ، كشمكش زیادى روى مى دهد . نخستین سرزمین عرب كه خراب مى شود ، شام است...



معجم البلدان حموى   مى گوید : این شهر ، به سبب قرقیسیا بن طهمورت ملك به این نام نامیده شد . حمزه اصفهانى مى گوید : قرقیسیا معرّب كركیسیا است كه برگرفته از « كركیس » ، نام محل اسب دوانى است كه به عربى «حلبه» مى گویند و در شعر ، بسیارى اوقات بصورت مقصور مى آید . ( آخرش حذف مى شود ) .

برخى روایات در مورد نبردى بزرگ در آن سامان سخن گفته كه بعضى وقت آن را معین كرده و بین بنى عباس و بنى امیه دانسته اند . بعضى روایات هم آن را به سفیانى ربط داده اند كه در زمان امام مهدى(علیه السلام) خواهد بود اما برخى دیگر ، سبب درگیرى را گنجى مى دانند كه در مسیر فرات پیدا مى شود و بین سفیانى و اتراك اختلاف پیش مى آید .

از جمله روایات ، كافى  از امام باقر(علیه السلام) آورده است كه به میسّر فرمود : فاصله شما و قرقیسیا چقدر است ؟ عرض كردم : نزدیك است ، كنار ساحل فرات ، فرمود : اتفاقى در آنجا خواهد افتاد كه از روزى كه خدا آسمان ها و زمین را آفریده و تا زمانى كه آسمان ها و زمین وجود خواهند داشت ، مانند آن وجود نداشته و نخواهد داشت . (میدان جنگ) سفره پرندگان خواهد بود و درندگان زمین و پرندگان آسمان ، از آن سفره سیر خواهند شد . افراد قبیله « قیس » در آن نبرد كشته مى شود و خونخواه و طرفدارى نخواهند داشت .

صاحب كافى مى گوید : عده اى این روایت را آورده اند و اضافه كرده اند : منادى ندا مى دهد : بیایید و گوشت ستمگران را بخورید !

در از حذیفه بن منصور از امام صادق(علیه السلام) : خدا مائده (در روایتى « مأدبه» ) و سفره اى در قرقیسیا دارد كه فردى از آسمان از این رخداد مطلع مى شود و مى گوید : اى پرندگان آسمان و درندگان زمین ! بیایید از گوشت بدن ستمگران سیر شوید !

از عبد الله بن ابى یعفور آمده است كه ابو جعفر(علیه السلام) به من فرمود : فرزندان عباس و مروان در قرقیسیا نبردى خواهند داشت كه در آن نبرد زورمندان به بلوغ نرسیده، پیر مى شوند . خداوند پیروزى را نصیب شان نخواهد كرد و به پرندگان آسمان و درندگان زمین وحى مى شود كه از گوشت ستمكاران سیر شوید . آن گاه سفیانى خروج مى كند .

از جمله روایاتى كه در مورد خروج سفیانى و ظهور امام مهدى وارد شده ، حدیثى است كه مفید در اختصاص  آورده است : جابر جعفى مى گوید كه ابوجعفر(علیه السلام) به من فرمود : اى جابر ! سرِ جایت بمان و تكان نخور (=كارى نكن )تا نشانه هایى را كه برایت مى گویم ، ببینى و آنها را دریابى : نشانه اول ، اختلاف فرزندان فلانى (بنى عباس بر سر مُلك) است كه گمان نمى كنم آن را ببینى ، ولى پس از من اینها را نقل كن . نشانه دیگر صدایى است كه از آسمان شنیده مى شود ، همچنین صدایى كه از جانب دمشق به شما مى رسد و نوید فتح مى دهد . قریه اى از شام به نام « جابیه » فرو مى رود و قسمت راست مسجد دمشق فرو مى ریزد و گروهى از تركستان خروج مى كنند ، و پس از آن اوضاع مردم آشفته خواهد شد . برادران ترك در جزیره پیاده مى شوند و جمعى از روم خروج كرده و در « رمله » فرود مى آیند .

اى جابر ! در آن سال در هر نقطه اى از مغرب زمین ، كشمكش زیادى روى مى دهد . نخستین سرزمین عرب كه خراب مى شود ، شام است . در شام سه پرچم مختلف با هم جنگ خواهند داشت : پرچم اول اصهب ( سرخ و سفید ) پرچم دوم ابقع (سیاه و سفید) و پرچم سوم سفیانى است . سفیانى با پرچم ابقع برخورد مى كند و با هم مى جنگند و او و تمام همراهانش را به قتل مى رساند . بعد پرچم اصهب را تار و مار مى كند . آن گاه هدفى جز رفتن به عراق ندارد . سپس لشكر او به قرقیسیا مى رسد و جنگى در آنجا جنگ درمى گیرد كه صد هزار نفر از ستمگران كشته مى شود .

پس از آن سفیانى هفتاد هزار لشكر به كوفه مى فرستد ، آنها مردم كوفه را یا مى كشند، یا دار مى زنند ، و یا به اسیرى مى گیرند . در این بین چند لشكر از خراسان با سرعت برق، منازل میان راه را طى مى كنند . چند نفر از یاران قائم در میان آنها هستند . سپس مردى از موالى اهل كوفه قیام مى كند ، ولى سرلشكر سفیانى او را بین حیره و كوفه به قتل مى رساند .

آن گاه سفیانى لشكرى به مدینه مى فرستد . مهدى از مدینه به مكه مى رود . چون خبر رفتن مهدى از مدینه به سرلشكر سفیانى مى رسد، لشكرى را به دنبال او مى فرستد، ولى وى را نمى یابند مهدی وارد مدینه می‌شود. سرلشكر سفیانى در بیابان « بیدا » فرود مى آید . در آن جا گوینده اى از آسمان صدا مى زند : اى بیدا ! این قوم را نابود گردان ، و با این صدا زمین آنها را در كام خود فرو مى برد . تنها سه نفر از آنها باقى مى ماند كه خدا صورت هاى آنها را به عقب برمى گرداند . آن سه نفر از قبیله كلب اند . این آیه درباره اینها آمده است :

« اى كسانى كه كتاب آسمانى به شما داده شد ! ایمان بیاورید به آنچه نازل كردیم ، كه آنچه را نزد خود دارید ، تصدیق مى كند ، پیش از آن كه بعضى از صورت ها را تغییر دهیم ، و آن را به پشت برگردانیم » ( نساء/50 )

در آن روز قائم در مكه است . او در آن جا به بیت الحرام ( خانه خدا ) تكیه مى دهد ، در حالى كه به آن پناه بُرده است . مى گوید : اى مردم ! ما از خدا و هر كسى كه دعوت ما را بپذیرد ، یارى مى طلبیم . من از خانواده محمد ، پیغمبرتان هستم . ما از هر كس به خدا و محمد نزدیك تریم . . .

ابن حماد  گفته « ارطاة » را نقل كرده كه معركه قرقیسیا را به سفیانى ربط داده و طرفین را ترك و روم قرار داده و مى گوید : وقتى ترك ها و رومیان گرد بیایند و قریه اى در دمشق فرو رود و دیوار سمت غرب مسجد دمشق فرو ریزد ، در شام سه پرچم برافراشته مى شود : ابقع ، اصهب و سفیانى . در دمشق مردى و همراهانش محاصره شده و كشته مى شوند و دو نفر از آل ابو سفیان خروج مى كنند كه پیروزى با دومى است . وقتى پیروان « ابقع » از مصر حركت كنند ، سفیانى با سپاهش بر ضد آنها شورش مى كند ، و آنقدر از تركان و رومیان در قرقیسیا مى كشد كه درندگان زمین از گوشت شان سیر مى شوند .

اما این روایت ، فقط سخنى بُریده است . همچنین چند روایت وجود دارد كه احادیث را مربوط به گنجى مى داند كه در آن اختلاف دارند . روشن ترین روایت ، روایتى است كه از ابن حماد  از پیامبر آورده شده است : « كوهى از طلا و نقره در مسیر فرات نمایان مى شود كه از هر نُه نفر كه براى دستیابى بر آن بجنگند ، هفت نفر كشته مى شوند . اگر شاهد چنین وضعى بودید ، نزدیك آن نشوید . . . فتنه چهارم هجده سال است ، سپس رخدادهایى نمودار مى شود كه خود را نشان مى دهد و فرات كوهى از طلا را نمایان مى كند . امت بر آن هجوم آورده ، از هر نُه نفر ، هفت تن كشته مى شود .

از على(علیه السلام) : سفیانى در شام ظهور مى كند ، آن گاه نبردى میان آنها در قرقیسیا رخ مى دهد (و آن قدر كشته مى دهد) كه پرندگان آسمان و درندگان زمین از لاشه هایشان سیر مى شوند . سپس در پشت سرشان جنگى رخ مى دهد و گروهى مى آیند تا وارد خراسان شوند . لشكر سفیانى در پى اهالى خراسان مى آیند ، چنانكه شیعه آل محمد را در كوفه مى كشند ، آن گاه اهل خراسان در پى مهدى بیرون مى روند .

مقصود از فتنه چهارم در این حدیث معلوم نیست ، چرا كه تعداد فتنه ها در روایات ناهمگون است . با اینكه تشخیص آخرین فتنه متصل به ظهور مهدى(علیه السلام) آسان است اما اكثر نصوص مربوط به این معركه ، مُرسَل و گفته اشخاص بوده و جزء احادیث نبوى نیست اما اگر درست باشد ، احتمال دارد كه گنج مذكور ، منبع نفت یا معدن طلا و نقره باشد كه محل درگیرى سه دولت مى شود اما بیشتر احادیث مى گوید طرف مقابل سفیانى در این معركه ، ترك ها هستند و چون درگیرى به خاطر ثروتى است كه در مرزهاى سوریه و تركیه وجود دارد ، بنابراین ممكن است منظور از ترك ها ، اهالى فعلى تركیه باشند .

برخى روایات مى گوید پیش از خروج سفیانى ، عده اى در جزیره اى كه جزیره ربیعه یا دیار بكر ، نزدیك قرقیسیاست ، فرود مى آیند . شاید مقصود روس ها یا دیگران باشند كه امت ترك نامیده مى شوند .

بر اساس روایات ، مهدى(علیه السلام) نخستین پرچم خود را براى جنگ با تركان برمى افرازد . مقصود از جزیره در اینجا منطقه اى نزدیك موصل است كه آن نیز دیار ربیعه نامیده مى شود ، اما « رمله » كه نیروهاى روم در آنجا فرود مى آیند ، شاید « رمله » فلسطین یا مصر باشد ، والله العالم

منبع : وبسایت موعود





نوع مطلب : روایت پنهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :