تبلیغات
درباره حقایق آشکاری که ما ندیدیم - مطالب مهر 1392
 
درباره حقایق آشکاری که ما ندیدیم
امام علی (ع) : در دگرگونی روزگار ، گوهر شخصیت مردان آشکار میگردد.
شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : میلاد -
کارشناسان نظامی در دانشگاه ام.آی.تی آمریکا معتقدند، موشک سجیل با بردی حدود ۲هزار کیلومتر، حیزت‌انگیز‌ترین موشک ساخت ایران است.

به گزارش تسنیم، در گزارش قبل پیرامون توان موشکی جمهوری اسلامی ایران به روند توسعه سوخت‌ موشک‌ها در جهان و علت پدید آمدن انواع سوخت موشک‌ها پرداختیم.

اما در این بخش مطالبی را مطرح خواهیم کرد که به بررسی تخصصی یکی از موشک‌های توانمند ایرانی با سوخت جامد اختصاص دارد.

جالب اینجاست که این مطلب حاصل تحقیقاتی است که توسط متخصصان هوافضا و شیمی دانشگاه ام.آی.تی (MIT) آمریکا یعنی ممتازترین دانشگاه فنی جهان انجام گرفته است.

تئودور پوستل استاد علوم و فناوری دانشگاه ام.آی.تی در مقاله‌ای به صورت تخصصی موشک بالستیک سوخت جامد «سجیل» را تحلیل کرده و از آن به عنوان موشک بسیار پیشرفته خط شکن نام برده است.

وی در این مقاله با اشاره به اینکه سجیل یک موشک با سامانه پیشران سوخت جامد و دو مرحله‌ای است می‌نویسد: وزن تقریبی سجیل با کلاهک جنگی 1 تنی تقریبا 21 تن است ضمن اینکه در این موشک، مرحله دوم کوتاه‌تر از مرحله نخست است.

البته پوستل، برد سجیل را با کلاهک‌های سبک‌تر حتی بیش از این میزان نیز می‌داند و قابلیت برد سجیل را با کلاهک ضعیف‌تر بالاتر می‌خواند.

استاد علوم دانشگاه ام.آی.تی پیش‌بینی کرده که ایران تعداد فراوانی از این موشک را تولید کرده و حتی در زمینه سامانه پیشران سوخت مایع آن نیز تولیداتی داشته است.

پوستل در کنار تمجید فنی موشک سجیل اما در بخشی از مقاله خود که مشخص است تحت تفکرات صهیونیستی نگاشته و به چاپ رسیده است، ایران را کشوری می‌داند که به دنبال سلاح هسته‌ای است.

این استاد دانشگاه که قادر به اثبات حرف تبلیغاتی ضد ایرانی خود پیرامون تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست اما به لحاظ فنی فناوری تولید سوخت موشکی ایران را ستوده و پیشرفت‌های ایران در این سال‌ها را «خیره کننده» می‌خواند.

نکته جالب در مقاله این محقق علوم فنی و امنیتی، موضوعی است که وی در میانه مقاله خود بدان اشاره کرده و آن توانایی ایران در رقابت با آمریکا و روسیه در صنعت موشکی است.

جالب‌تر اینکه وی توانایی موشکی ایران در طراحی موشک‌های فوق‌سنگین و سه مرحله‌ای را بسیار زیاد می‌داند و بر این باور است که ایران در خط برد دو هزار کیلومتر ‌قادر است موشک‌هایی با وزن 45 و حتی 65 تن تولید کند که این کار نیازمند طراحی بومی موتورهایی است که دارای توان رانشی بسیار بالایی باشند.

وی آزمایش موفق موشک سجیل 1 و 2 را نشانگر تصمیم استراتژیک ایران در بکارگیری موشک‌هایی با سوخت جامد می‌داند اما به این موضوع نیز اشاره می‌کند که ایران توسعه موشک‌های سوخت مایع خود را نیز به صورت موازی دنبال می‌کند.

پوستل ماهواره‌برهای سفیر و سیمرغ را که با سوخت مایع نیروی پیشران خود را تامین می‌کنند، موشک‌هایی با اهداف صلح‌آمیز فضایی می‌داند اما مجددا ادعاهای پوچی را در راستای تامین منافع صهیونیست‌ها تکرار می‌کند.

البته خطر کمتر نگهداری سوخت‌های جامد نسبت به نوع مایع و بارگذاری سریع‌تر آنها در موشک برای تهاجم سریع دو دلیلی است که این متخصص فناوری نظامی در علت جهت‌گیری روند تحقیقات صنعت دفاعی ایران به آنها اشاره می‌کند.

وی با استفاده از تصاویری که از لحظه پرتاب دو موشک سجیل و شهاب بدست آورده، تحلیلی ارائه داد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

همانطور که در تصویر شماره 1 دیده می‌شود دود خروجی از موشک پس از پرتاب و ثانیه‌هایی پس از آن با نوع گاز خروجی از موشک در تصویر شماره 2 تفاوت دارد.

در تصویر شماره دو و سه شاهد خروج گاز به صورتی تند و نیمه خاکستری از موشک هستیم که پس از گذشت چند ثانیه از پرتاب این دود در اثر واکنش‌های شیمیایی در هوا و در اثر تابش نور خورشید به صورت ابری درخشنده در می‌آید.



در واقع تصویر شماره 1 پرتاب موشک شهاب با سوخت مایع است در حالی که تصویر شماره دو، لحظه پرتاب موشک سوخت جامد و دومرحله‌ای سجیل است.

به طور کلی ابر درخشنده و گرد و غبار واضح پس از پرتاب موشک‌هایی با سوخت جامد به وضوح دیده می‌شود در حالی که این اتفاق پس از پرتاب موشک‌هایی با سیستم پیشران مایع رخ نمی‌دهد.

پوستل قدرت رانش و نیروی «تراست» این موشک را در نوع خود بسیار حیرت‌انگیز توصیف می‌کند و می‌افزاید: در بررسی‌های اولیه در ویدئوی پرتاب این موشک می‌توان دریافت که شتاب حرکت سجیل 1.6 شتاب گرانش است.

وی در تحلیل میزان نیروی رانش موشک نیز می‌گوید اگر شتاب موشک همان باشد که مطرح شد، پس این موشک دو مرحله‌ای دارای دو نیروی رانشی جداگانه در هر مرحله است.

55 تن و 21 تن میزان نیروی رانشی است که متخصص علوم فنی دانشگاه ام.آی.تی برای مرحله اول و دوم موشک سجیل عنوان می‌کند و در این راستا ایران را کشوری می‌خواند که قادر است موشک‌هایی با تعداد مراحل بالاتر و با نیروی رانشی بیشتر تولید کند.

در ادامه نمودار آماری و تحلیلی مسافت طی شده بر حسب زمان برای به دست آوردن شتاب موشک سجیل ارائه شده که در تصویر شماره 4 آورده شده است.

البته در ادامه نیز میزان نیروی رانش و وزن هریک از دو مرحله موشک سجیل در کنار زمان سوختن سوخت جامد آن در قالب جدولی نشان داده شده است:




نوع مطلب : روایت پنهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
  علی رغم اینکه هر یک از دو گروه اشکناز و سفاردین به طور کلی جزو یهودیت قرار می‌گیرند و علی رغم اینکه هر یک از دو گروه، تلمود بابلی (نه تلمود فلسطینی) را تنها مرجع مسائل دینی خود می دانند،‌ همچنان بعضی از نقاط اختلاف بین این دو گروه وجود دارد که برخی از آنها سطحی و برخی عمیق می باشد و این اختلاف به محیط‌های فرهنگی که اعضای هر یک از گروه های یهودی-سفاردین و اشکناز- در آن زیسته اند، برمی‌گردد. برای یهودیان اسپانیایی که سفاردی هستند_ شیوه خاصی در نماز خواندن و برپایی شعار دینی وجود داشته است که ادامه رسوم دینی یهودیانی به شمار می رود که در بابل حضور یافتند  و در آنجا پیشرفت کردند.

پراكندگی یهودیان: خط سبز مناطق یهودیان اشكنازی، خط قرمز یهودیان سفاردی، خط زرد یهودیان میزراخی

اما اشکناز،‌ اساساً عبادت‌هایشان به اصول یهودیت فلسطینی بر می‌گردد. اختلافات بین دو گروه -‌اشکناز و سفاردی- در طول قرن‌ها عمق بیشتری یافته است و این  در نتیجه اثر پذیرفتن سفارد در عبادت، تلاوت، ترتیل و سرودهایشان از ذوق عربی است. سفاردین‌ها با متون دینی، شعر، نثر، دعا و نمازهای خود _که نزدیکی زیادی با فرهنگ مسلمانان دارد_ از اشکنازها متمایز می شوند. از سوی دیگر اشکنازها در میان تمدن غرب و فرهنگ آن رشد و نمو یافته‌اند و این به اختلافات آنها بیشتر دامن می‌زند.


دو یهودی
سفاردی (ایستاده) و یك یهودی اشكنازی (نشسته)
اورشلیم 1895

در اینجا به مهمترین نقاط اختلاف بین این دو گروه اشاره می‌کنیم:

1-    بعضی از اختلافات کلی:
الف- سفاردین‌ها به علت بالا بودن سطح فرهنگی، به وسعت دید معروفند. اما اشکنازها در تمدن‌هایی که بین آنها زندگی کرده اند، پراکنده نشدند و علی رغم اثرپذیری از فرهنگ‌های بیگانه نتوانستند از نقاط مثبت این فرهنگ‌ها بهره کافی ببرند و تنها به کتاب مقدس، تلمود و تفسیر نصوص جزئی اکتفا کردند.

ب- اشکنازها کوششی برای پیوند بین شریعت و قانون‌گذاری آن و دستیابی به اصول کلی نداشته‌اند، اما بر عکس سفاردین‌ها کسانی هستند که این کار را به سبب نزدیکی و تماس با تمدن اسلامی انجام دادند و مفهوم اصول دین را پایریزی کردند.

ج- دیده می‌شود که تاثیر فکری سفارد بر اشکناز بسیار زیاد است. علی رغم اینکه آغاز عرفان یهودی (كابالا ) به دست اشکنازها بود اما تغییر و دگرگونی آن به شیوه‌ای تکامل یافته در عرفان "زوهار" و سپس در عرفان"لوریانی" به دست سفاردین‌ها انجام گرفت.

عرفان كابالا هرچند به دست اشكنازها ایجاد گردید
اما توسعه آن توسط سفاردیها صورت گرفت.

بلکه می توان گفت طریق عرفان یهودی به فکر سفاردی نزدیک‌تر است و می‌توان آن را فکری سفاردی نامید و این همان فکری است که فکر خاخامی اشکنازی را تحت الشعاع خود قرار داد. به عنوان نمونه می توان به کتاب"شولخان عاروخ"به معنای آب آراسته اشاره نمود که مهمترین کتاب آیین یهودیت به شمار می‌رود و برای اولین بار آن‌را فردی سفاردی به نام "یوسف کارو" در اسپانیا به عنوان کتابی سفاردی به رشته تحریر در آورد و بعد از مدتی یکی از اشکنازها شرح و تعلیقاتی به آن افزود.

كتاب شولخان عاروخ؛ مهم‌ترین كتاب آیین یهودیت

د- یکی از متفکرین، اثر فکر مسیحی بر فکر دینی اشکنازها را مورد توجه قرار داده و می‌گوید: پدیده " سوگند نامه " که اصطلاحاً "مقدس کردن نام" شناخته می شود پدیده ای اشکنازی است که شاید نتیجه‌ی تاثیر حادثه به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی(ع) بر آیین یهودیت باشد.
اما "مارانیت " شکلی از اشکال تقیه است که نوعی پدیده سفادری به شمار می رود. همچنین می‌توان رد پای تفکر مسیحیت در "حسیدیه " را نیز مشاهده کرد. این بر خلاف تفکر سفاردی است که در بعضی از قسمت‌ها از تفکر دینی اسلامی اثر پذیرفته است.

ه- از پدیدهای دیگر که باید به آن اشاره کرد می‌توان به "منجی‌گری" اشاره کرد که همان بازگشت مسیح مخلص یهودی (ماشیح) در آخر الزمان است تا مردمش را به صهیون هدایت کند و بر جهان حکمرانی نماید. این در واقع پدیده ای است که خواستار نابودی سایر مردم و حکومت بر آنها است. هر چند که این پدیده یک حرکت اشکنازی محسوب می‌شود اما باید توجه داشت که ریشه فکری آن برگرفته از عرفان سفاردی است.

یهودیان منتظر بازگشت مسیح یهودی برای سلطه یافتن بر جهان هستند.

شبتای تسفی (اولین ماشیح دروغین در عصر جدید)‌ فردی سفاردی به شمار می‌رفت اما پس از وی فردی به نام «جاکوب فرانک »  که او را اشکنازی می‌دانند رهبری این جریان را برعهده گرفت. برخی از یهودیان معتقدند که وی ماشیح واقعی است و باید او را از گزند کلیسای مسیحیت که خواهان نابودی اوست در امان نگه دارند. این در حالی است که برخی ها او را سفاردی می‌دانند حتی دشمنانش به او لقب "فرانک " را داده اند که در زبان یدیشی به معنای "سفاردی" است. شاید کثرت ماشیح‌های دروغین در بین اشکنازها به وضیعت اعضای گروه های مخفی یهود در غرب برگردد و این برخلاف وضعیت اعضای گروه‌های یهودی سفاردی در جهان اسلام است.
با گذشت سال‌ها پیروی از فکر سفاردی، اشکنازها شروع به نوآوری در زمینه‌ی فکر دینی و دنیوی کردند که این باعث پیدایش جنبش روشنگری  در میان یهودیان شد. اشكنازها پرچم یهودیت را متفاوت از گذشته دوباره علم کردند؛ این چنین بود که تمام جنبش‌های دینی در یهودیت از جمله اصلاح طلبان، محافظه کاران، ارتودکسی ها و نوگراها به منصه ظهور رسیدند.

اشكنازها یهودیت متفاوتی را تئوریزه كردند

و- اصطلاحات دینی میان اشکناز وسفارد به اشکال زیر تفاوت دارد:

اصطلاح

سفاردی

اشکنازی

نماز عشاء

عربت

معاریف

تابوت قدیمی

هیکل

آرون

نماز عید فصح

هاگاداه

سدر

روز غفران

کیپور

یوم کیپور

خاخام

ربی/ راف

ربای

کتاب نماز

تیفیلوت

سیدور



ز- سفاردین ها در عید فصح از کاهو استفاده می‌کنند. به اعتبار اینکه  خوردن سبزی کاهو راحت‌تر است. در حالی که  اشکنازها در این روز به جای کاهو «تربچه» مصرف می‌كنند.

2- نماز یهودیان شرقی (سفاردین) و یهودیان غربی (اشکناز)
شکل نماز سفاردین‌ها با اشکنازها متفاوت است. به همین دلیل هر یک از این دو گروه نماز خواندن در معبد دیگری را باطل می‌داند و از آن دوری می جویند. به نظر من برخی از این اختلافات ناچیز و بی ارزش است اما همین اختلافات ناچیز سبب بروز  مشکلات و درگیری های عمده در بین این دو گروه می شود. معماری معابد سفاردین ها در برخی از ویژگی ها با معابد اشکناز تفاوت دارد و این اثر خود را در چگونگی به جا آوردن نماز، بر جای می‌گذارد. سفاردین‌ها تورات را قبل از  شروع به خواندن، بالا نگه می دارند؛ بر عکس اشکنازها که بعد از خواندن تورات، آن‌را بالا می برند. همچنانکه خط مورد استفاده در نوشتن تورات متفاوت است.
روزنامه"هاآرتص" در تحقیقی که پیرامون اختلافات فقهی بین سفاردین و اشکناز انجام داده چنین می نویسد: "هر یک از گروه های اشکناز و سفارد دارای اشکال خاصی از نماز خواندن هستند که بصورت کامل با گروه دیگر تفاوت دارد و این باعث می‌شود که یهودی شرقی در معابد یهودیان غربی نماز نخواند. این در حالی است که آیین یهودیت، دین واحدی بوده است و مردم یهودی نیز واحد بوده اند!! حتی تورات نیز در ایجاد وحدت بین یهودیان متشرع و دین دار از دو طائفه و جمع کردنشان در معبدی واحد و بر یک شکل یکسان از نماز، موفق نبوده است.

اشكنازها و سفاردین‌ها فاقد معبدی واحد برای انجام عبادت‌هایشان هستند.

تلاش‌های فراوانی برای یکسان‌سازی اشکال متفاوت نمازها صورت گرفت اما تمامی این تلاش‌ها با مقاومت خاخام های سفاردی واشکنازی به شکست انجامید. از بارزترین این تلاش ها می توان به اقدام خاخام اعظم-شلومو جورن_که در ارتش اسرائیل خدمت می‌کرد، اشاره کرد. وی شکل یکسانی از نماز را برای افراد ارتش اسرائیل – چه اشکناز و چه سفاردین-  معین کرد. پس از گذشت مدت زمانی خاخام اعظم اشکنازها در سال 1971 انتخاب گردید

یونامیتز گر حاخام بزرگ فرقه اشكناز

پس از وی نیز خاخام اعظم سفاردین‌ها، ‌عوفدیا یوسف به این سمت منصوب شد. بلافاصله بین این دو خاخام در‌گیری شدیدی پیرامون شکل یکسانی از نماز که در بین نظامیان اسرائیلی رایج شده بود، در گرفت.

عوفادیا یوسف خاخام اعظم سفاردین‌ها با شكل یكسان نماز بین اشكنازها و سفاردین‌ها مخالفت كرد

خاخام یوسف گفت که شکل یکسان نماز که جودن آنرا واجب کرده است چیزی نیست جز شکل اشکنازی نماز که تنها تغییرات اندک و ناچیزی که فاقد ارزش است، در آن صورت گرفته است. خاخام یوسف از سربازانی که به یهودیان شرقی وابسته بودند خواست تا نمازهایشان را بر اساس اشکال قبلی که در گروه هایشان رایج بوده، بخوانند. خاخام یوسف در از بین بردن شکل یکسان نماز که داخل ارتش اسرائیل رایج شده بود موفق شدرو به جای آن خودش شکل جدیدی از نماز را ارائه کرد که هوادارانش آن را داخل پادگان های نظامی رواج دادند!!!

سربازان ارتش رژیم صهیونیستی از فقدان یك نماز واحد رنج می‌برند

2-    ازدواج
از بارزترین و عمده ترین موضوعات اختلافی بین اشکناز و سفارد، موضوع ازدواج است. کما اینکه هنوز بر یک سفاردی "حریدی"-فرد متشرع و پایبند به دین_ ازدواج با یک زن اشکنازی حرام است و عکس این موضوع نیز صادق است. روزنامه ی هاآرتص از نوشته ناشناسی که 9 سال پیش در «قدس» و شهر «بنی باراک» -که سفاردی هستند- توزیع شد پرده بر داشت. در قسمتی از این نوشته چنین آمده است: "براستی که فرزندان کسانی که با سفاردین ها ازدواج می کنند، حیض زاده اند و به این ترتیب تمامی سفاردین‌ها نجس و فرزندان آنها حیض زاده اند."

سفاردیها و اشكنازها یكدیگر را نجس‌زاده دانسته و ازدواج با یكدیگر را ممنوع می‌دانند

این نوشته که حامل این فتوا بود بعد از صدور فتوی خاخام یوسف سفاردینی که در آن زمان درباره چگونگی طهارت خانواده فتوا داده بود، منتشر شد. خاخام یوسف دراین فتوا زنان سفاردی را درپایبندی به آنچه که در کتاب شولخان عاروخ آمده، فرمان می‌داد. زنان باید در زمان حیض، عده نگه دارند و از آمیزش خودداری کنند و کتاب شولخان عاروخ، مدت زمان حیض را از سه روز تا چهار روز صریحاً بیان کرده است. (تا زمانی که خون قطع شود یا اثری از خون حیض دیده نشود) این علاوه بر هفت روزی است که زن سفاردی باید احتیاط کند تا اینکه به طور کامل اثری از خون حیض وجود نداشته باشد. در این هفت روز،‌ آمیزش جنسی حرام است. به طور خلاصه می‌توان گفت، مدت زمان حیض نزد سفاردها به ده تا یازده روز می‌رسد. اما نزد اشکنازها بر خلاف سفاردها مدت  اصلی عده بدون در نظر گرفتن احتیاط حداقل پنج روز می باشد – تا زمانی که آثار خون به کلی از بین برود_  سپس یک زن اشکنازی باید 7 روز دیگر نیز احتیاط کند تا دیگر هیچگونه اثری از وجود خون باقی نمانده باشد و در این مدت نیز آمیزش جنسی حرام است. به عبارت دیگر مدت زمان حیض نزد یک زن اشکنازی حداقل به 12 روز می رسد و به همین علت اشکنازها،‌ سفاردین ها را¬_ که تا قبل از فتوای خاخام یوسف در مجموع کمتر از ده یا یازده روز عده نگه می داشتند- به نقض طهارت وکسانی که طهارت را بصورت ناقص انجام می‌دهند، متهم می‌کنند.
هرچند که اشکنازها نیز به مرجعیت کتاب شولخان عاروخ اعتراف می کنند اما آنها در عمل از تفسیرها و شروح خاخام معروفشان "موسی اسیرالیز "تبعیت می‌کنند و بر طبق آن رفتار می‌کنند. در مقابل ریشه‌های احکام و فتاوای سفاردین‌ها نیز به خاخام یوسف کارو، موسی بن میمون و اسحاق فاسی بلکه حتی به خاخام های عصر بابلی و حکمای تلمود باز می‌گردد. سفاردین ها، آیین اشکناز را صرفا شاخه ای از انشعابات تنه اصلی آیین یهود که خود باشند، می دانند.
اختلافات در موضوع ازداوج تنها در مدت زمان عده خلاصه نمی شود. اختلافات دیگری پیرامون موضوع پوشاندن سر بین این دو گروه وجود دارد. زنان سفاردینی با تکیه بر فتوای خاخام یوسف، بر طبق قاعده ی اصولی موجود در کتاب شولخان عاروخ که می‌گوید " موی زن عورت اوست" مبنی بر حرمت استفاده از موی مصنوعی و تاکید بر پوشاندن موی سر، التزام بیشتری نسبت به پوشاندن سر دارند اما زنان اشکنازی موهای خود را نمی‌پوشانند و از موهای مصنوعی نیز استفاده می‌کنند.

پوشش یك زن سفاردی                                         پوشش زنان اشكنازی

همچنین تعصب در موضوع ازدواج، موضوع ثبت ازدواج ها را نیز در بر می‌گیرد. ثبت ازداوج نزد سفاردین ها و اشکنازها باید به دست خاخام های خود صورت گیرد.

خاخام‌ها ثبت ازدواج‌ها را برعهده دارند.

سپس هاآرتص به شکل چالش برانگیزی به موضوع «تعدد زوجات» می پردازد. این روزنامه بیان می کند که ‌خاخام اشکنازی به نام"جرشوم" که در قرن 10 میلادی در آلمان به دنیا آمد و در آنجا می زیست حکم به تحریم تعدد زوجات داد و گروه های اشکنازی موجود در اروپا این تحریم را پذیرفتند. اما گروه های سفاردینی عموما – و گروه یهودیان یمنی خصوصا – آنرا رد کرده‌اند. خاخام های سفاردی موجود در کشورهای اسلامی با توجه به نزدیکی به تمدن و فرهنگ اسلامی  به تعدد زوجات خو گرفته بودند و این مساله تا قرن گذشته به همین ترتیب ادامه یافته است _ و این از جمله تاثیرات دیگر فرهنگ اسلامی بر یهودیت به شمار می رود-.

یك یهودی سفاردی با دو همسرش

با برپایی "خاخامیت بزرگ" در سال 1921 در فلسطین در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین، ‌خاخام‌های اشکنازی به تعلیمات خاخام جرشوم مبنی بر تحریم تعدد زوجات تمسک جستند، آیین اشکناز بر عدم اعطای اجازه به ازدواج دوم تاکید کرده است مگر اینکه موافقت وامضای 100 خاخام از سه کشور مختلف را به همراه داشته باشد.

سفاردیها و اشكنازها در مسأله تعدد زوجات اختلاف نظر دارند.

بعد از برپایی دولت عبری، مخالفت خاخام‌های سفاردینی با این موضوع گسترش یافته است مخصوصا بعد از اینکه صدها هزار نفر از یهودیان سفاردینی از کشورهای عربی_ کشورهایی که تعدد زوجات مرسوم است_ به فلسطین مهاجرت کردند. تا اینکه خاخام اعظم اشکنازها اسحاق هرتزوگ – کسی که در سال 1939 با زور و فشار به این سمت منصوب شد– مجبور شد تا موافقت کند که برای ازدواج دوم به جای امضا و موافقت 100 نفر از خاخام ها تنها به امضای دو نفر از آنها نیاز است و طبعا خاخام اعظم سفاردین‌ها نیز با این تصمیم موافقت کرد. علی رغم مخالفت برخی دیگر از خاخام های اشکنازی با این قانون جدید، امضای اجازه نامه جدید همچنان ادامه دارد،‌ موضوعی که از عمق شکاف اختلافات بین سفارد واشکناز خبر می دهد.

ازدواج مجدد در میان اشكنازها به تایید 100 خاخام از سه كشور نیاز داشت كه پس از اعتراضات گسترده به تایید 2 خاخام تقلیل یافت.

3-    اختلاف در مورد ذبح شرعی و ترکیب شراب
یهودیان متشرع – چه سفارد و چه اشکناز – گوشتی را که به دست خاخامی از گروه مقابل، ذبح شده باشد را نمی خورند. لذا پیروان هر یک از این دو گروه می بینند که نزدشان مشکلی در نحوه ذبح وجود دارد که به مشکلات دیگرشان افزوده می شود.
هاآرتص همچنین به نقش مافیای اقتصادی در ابقای دوگانگی طائفه ای و بلکه در عمق بخشیدن به آن، اشاره می کند. امروزه برای هر یک از گروه های حسیدیه اشکنازی کشتارگاهی وجود دارد که مخصوص خودش می باشد. مانند طایفه لیتوانی ها که خاخام "الیاز شاخ "رهبری آنرا به عهده دارد.

سفاردیها و اشكنازها كشتارگاه‌های جداگانه‌ای دارند

اختلافات بین اشکناز و سفاردین تنها به خوردن گوشت خلاصه نمی‌شود بلکه این اختلافات پیرامون شراب نیز وجود دارد. علی رغم اینکه تورات خوردن شراب را حرام می داند اما تمامی یهودیان متشرع و دین دار چه سفارد وچه اشکناز استفاده از شراب را مباح می دانند اما پیرامون چگونگی ترکیب آن با هم اختلاف دارند. یکی از خاخام های یهودی تصریح کرده است شرابی که دارای اجازه شرعی باشد و در کارخانه های شرعی شراب سازی اشکنازها تولید شده باشد، همانند آب می باشد و خوردن آن مجاز است.

علی رغم تحریم تورات اما یهودیان چه اشكنازها و چه سفاردیها نوشیدن شراب را جایز می‌دانند.

از نظر این روزنامه، ‌اختلاف بین این دو گروه تنها به عادات، آداب، رسوم و ویژگی‌ها این دو گروه منتهی نمی شود؛ بلکه اختلاف اصلی پیرامون قوانین و احکام آنها است.
اشکنازها کتاب شولخان عاروخ را که یگانه مرجع احکام دینی سفاردین‌ها به شمار می رود، بی اعتبار قلمداد می‌کنند. علاوه براین برخی از قوانین و فتواهای شرعی آن را نیز رد می‌کنند. همچنین برخی از فصول " الشمناست"را نیز رد می کنند.
پراکندگی،‌ عید، زنان، ضررها، مقدسات، طهارت، چیزهایی است که کلیه بخش های تلمود حول محور این موضوعات می چرخد. اشکنازها احکام دیگری را به کتاب شولخان عاروخ اضافه کردند و به آن پیچیدگی و قیدهایی را افزودند که در ابتدا در آن وجود نداشت علاوه بر این در برخی ازبخش‌ها اصلاحاتی انجام دادند و بر قسمت های دیگر احکام سختی را افزودند.
روزنامه‌ هاآرتص این اختلاف موجود بین سفارد و اشکناز را به پیشینه تاریخی این دو برمی‌گرداند. واقعیت امر این است که هرکدام از این دو گروه  دارای هویت دینی مخصوص به خود است که با گروه دیگر تفاوت دارد و هر گروه بر خود لازم می داند که از این هویت محافظت کند. همانطور که روزنامه می‌گوید تفسیر درگیری سفاردی – اشکنازی مبتنی است بر اینکه سفاردین ها آنچه را که خود از آن به "تسلط آیین اشکناز بر اسرائیل " تعبیر می کنند، نمی پذیرند و آن را موجب بندگی خود می دانند و می خواهند از یوغ آن رها شوند و درپی بازگرداندن آنچه که از آن به "شکوه گذشته " تعبیر می کنند، هستند.

اكنون قدرت اصلی در رژیم صهیونیستی در اختیار اشكنازها قرار دارد و سفاردی‌ها از منزلت اجتماعی پایین‌تری برخوردار هستند.

هاآرتص این چنین ادامه می دهد که خاخام های اشکناز و سفاردی کنونی، درباره "حکومت دینی" و "بازگشت شکوه از دست رفته" چارچوب خاصی را انتخاب کرده‌اند. اینان در برخورد با این قبیل موضوعات برداشت‌های متفاوتی ارائه می‌دهند. اشکنازها حکومت دینی را وجوب استمرار تسلط آیین خود معنا می کنند در حالی که سفاردین ها این چنین برداشتی را نمی‌پسندند بلکه معتقدند که یهود باید به دین خود بپردازد و به آیین یهودیت تمسک بجوید و کاری به تشکیل حکومت نداشته باشد همان حرفی که سکولارها می زنند. سفاردین‌ها این مسأله را چنین معنا می‌کنند که باید تسلط آیین سفاردین و سیطره ی آن به دوران های گذشته قبل از تشکیل حکومت اسرائیل، باز گردد - چرا که در آن دوران تسلط معنوی و دینی سفاردین ها بر آیین یهودیت  بسیار بیشتر از اشکنازها بوده است_ آنها اشکنازها را کسانی می دانندکه پیشگامی سفاردین‌ها بر قوم یهود را سلب کردند و جایگاه بالایی که سفاردین ها مستحق آن بودند را غصب کردند. سفاردها نمی‌خواهند با اشکنازها شریک باشند بلکه به تنهایی خواهان تسلط کامل هستند.

تظاهرات ده‌ها هزار اشكنازی و سفاردی در اعتراض به حكم دادگاه عالی رژیم صهیونیستی
كه جدایی دانشجویان مراكز دینی اشكناز و سفاردی را ممنوع دانسته و خواستار یكپارچكی نظام آموزشی شده بود.

 

منبع:مشرق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در آیاتی از کتاب قرآن به اعدادی از یک تا دوازده اشاره شده است که در نهایت چنین استنباط میشود که حساب و ریاضیات خداوند متعال بر پایه سیستم شمارش اعداد بر مبنای دوازده‌تایی یا دوجینی استوار شده است و یا اینکه حکمت خداوند بر این تعلق گرفته که چنین باشد . در این رابطه کل خلقت خداوند نیز بر این اساس ، پایه‌ریزی شده است که شکل هندسی مکعب و ستاره داوود و ستاره داوود توسعه یافته بارزترین نمونه‌ها و دلایلی بر این ادعاست که در همه جای خلقت خداوند کاملا مشخص و مشهود است . اینک به بعضی از این آیات مورد نظر در کتاب قرآن اشاره کرده و در نهایت رمز رسم ستاره داوود و ستاره داوود توسعه یافته در قرآن را ارایه می‌کنیم .

اعداد ( یک ، دو ، سه ، چهار ، هشت )

بگو اوست خداوند یگانه‌ای ( یکتایی ) . ( آیه ۱ سوره اخلاص )
خلق کرد شما را از نفسی ( شخصی ) تکی ، سپس قرار داد از آن زوجش [را] و فرستاد برای شما از چهارپایان هشت زوجهایی ، خلق می‌کند شما را در شکم‌های مادرانتان خلقتی از بعد خلقتی در تاریکی‌های سه‌تایی ( سه گانه‌ای ) ، هان شمایان خداوند سرور شماست برای اوست فرمانروایی ، نیست خدایی مگر او ، پس کجا روانه ( مرخص ) میشوید . ( آیه ۶ سوره زمر ) .

بگو آیا بدرستی شمایید [که] حتما کفران می‌کنید به کسی که خلق کرد زمین را در دو یوم ( دوره ، مرحله ، هنگامه ) و قرار میدهید برایش همتایانی را ، آن  سرور عالمیان [است] ۹
و قرار داد در آن سلسله جبالی ( لنگرهایی ) را از بالایش و برکت داد در آن و تقدیر ( اندازه گیری ) کرد در آن معاشش ( خوراکش ) را در چهار ایامی و یکسانی ( برابری ) [است] برای خواهندگان ( جویندگان ) ۱۰
سپس ( مستولی شد ) پرداخت به جانب آسمان و آن دخانی ( دودی ، ماده تاریکی ) بود ، پس گفت برای آن و برای زمین [که] بیایید شما هر دو ، راغبانه‌ای یا با کراهتی ( مجبورانه‌ای ) ، گفتند آن دو آمدیم اطاعت کنندگان ( تسلیمانه ) ۱۱
پس مقتضی کرد آنها را هفت آسمانهایی در دو یوم و وحی کرد در هر ( تمام ) آسمانی کارش ( وظیفه‌اش ) را و زینت دادیم آسمان دنیا را به چراغها و حفاظتی ، آن تقدیر ( اندازه گیری ) عزیز ( قدرتمند ) داناست . ( آیه ۱۲ سوره فصلت ) .

عدد شش ( ۶ )

و به یقین آفریده‌ایم آسمانها و زمین [را] و آنچه که مابین آن دو [است] در شش ایامی ( مراحلی ، دوران‌هایی ) و لمس نکرد ما را از سستی ( درماندگی ، پیری ، ضعف و خستگی ) . ( آیه ۳۸ سوره ق ) .

بدرستی سرور شما خداوند ، کسیست [که] خلق کرد آسمانها و زمین [را] در شش ایامی ( روزگارانی ، دوران‌هایی ، مراحل زمانی ) ، سپس مستولی شد ( برآمد ، استوار و سوار شد ) به روی عرش ( مکان و جلوس پادشاهی و سلطنت بر عالم ) ، میپوشاند شب [را به] روز [در حالیکه] می طلبد آن را بسرعت ( باشتاب و عجله ) و خورشید و ماه و ستارگان رام ( تسخیر ) شدگان به فرمان اویند ، آیا نیست برای او خلقت و دستور ( امیری ، پادشاهی ) ، پاک و منزه است خداوند سرور عالمیان . ( آیه ۵۴ سوره اعراف ) کسی که خلق کرد آسمانها و زمین [را] و آنچه که مابین آن دو [است] در شش ایامی ، سپس استیلا یافت ( استوار و حاکم و سوار ) شد بر روی عرش ، رحمان ( خدای مهربان ) ، پس سوال کن به او ( در مورد او ) آگاهی ( دانا و مطلعی ) را . ( آیه ۵۹ سوره فرقان )

بدرستی سرور شما خداوند کسیست [که] آفرید آسمانها و زمین [را] در شش ایامی ( دوران‌هایی ، هنگامه‌هایی ) سپس استیلا یافت ( مستولی شد ، چیره و برابر شد ) بر عرش ، تدبیر میکند فرمان ( کار ، امورات ) را ، نیست از شفاعت کننده‌ای ، مگر از بعد اذنش ، هان شمایان خداوند سرور شماست پس بندگی ( عبادت ) کنید او را ، آیا پس متذکر نمیشوید . ( آیه ۳ سوره یونس ) . و اوست کسی که خلق کرد آسمانها و زمین [را] در شش ایامی ( دوران‌هایی ) و باشد عرش او بر روی آب ، برای اینکه امتحان کند شما را [که] کدامتان نیکوتر عملی [است] و اگر بگویی [که] بدرستی شما مبعوث ( برانگیخته ) شدگانید از بعد مرگ ، حتما میگویند کسانی که کفران کردند که این [نیست] مگر جادوی آشکاری . ( آیه ۷ سوره هود ) . خداوند کسیست که خلق کرد آسمانها و زمین و آنچه که مابین آن دو است در شش ایامی ، سپس مستولی شد ( استیلا یافت ) بر عرش ، نیست برایتان از غیر او از سرپرستی و نه شفیعی ( مدافعی ) ، آیا پس متذکر نمیشوید . (  آیه ۴ سوره سجده ) . اوست کسی که خلق کرد آسمانها و زمین را در شش ایامی ، سپس استیلا یافت ( مستولی و برابر ، سوار ) شد بر عرش ، می داند آنچه که فرو می رود در زمین و آنچه که خارج می شود از آن و آنچه که نازل می شود از آسمان و آنچه که بالا می رود در آن و اوست همراه شما هر کجا که باشید و خداوند به آنچه عمل می کنید بینایی [است] . ( آیه ۴ سوره حدید )

عدد هفت ( ۷ )

تسبیح می‌کند برایش آسمانهای هفت ( هفت‌گانه ) و [همچنین] زمین و کسی که در آنهاست و اینکه [نیست] از چیزی مگر اینکه تسبیح می‌کند به ستایش او و لیکن درنمی‌یابید ( نمی‌فهمید و درک نمی‌کنید ) تسبیح‌شان ( ستایش ایشان ) را ، بدرستی او باشد بردباری آمرزنده‌ای .(  آیه ۴۴ سوره اسراء )

کسی که خلق کرد هفت آسمانهایی را طبقاتی ( به ردیف روی هم چیده شده‌هایی ) ، نمی‌بینی در خلقت رحمان ( خداوند مهربان ) از شکافی ( فقدان ، فرسودگی ، تفاوت و اختلافی ) ، پس برگردان ( متوجه کن ) چشم را ، آیا می‌بینی از شکستگی‌ها ( گسستگی‌ها ) . ( آیه ۳ سوره ملک )

و بنا کردیم بالای شما ( بالای سرتان ) هفتی ( هفت تایی ، هفت آسمانی ) شدیدی ( مستحکمی ، استواری ) . ( آیه ۱۲ سوره نبا )

اوست کسی که خلق کرد برایتان آنچه که در زمین [است] جملگی ، سپس درست کرد ( پرداخت ) به سوی آسمان ، پس درست کرد آنها را هفت آسمانهایی و اوست به هر ( تمام ) چیزی دانایی . ( آیه ۲۹ سوره بقره) .

عدد دوازده ( ۱۲ )

و جدا ( سوا ، تقسیم )  کردیم ایشان [را به] دو ده ( دوازده – ۱۲ ) گروههایی ( تیره و نوادگانی ، طبقات خانوادگی ) امتهایی و وحی کردیم به سوی موسی زمانی [که در صدد] سیر آب کردن [برآمد] او قومش را  ، که بزن به عصایت سنگ ( سخره ) [را] ، پس روان شد ( جوشید ) از آن دو ده ( دوازده – ۱۲ ) چشمه‌ای ، دانسته بود ( شناخته بود ) هر ( تمام ) انسیانی ( مردمی ) نوشیدنی ( شرب‌گاه ) شان [را] و سایه انداختیم برای ایشان ابرها [را] و نازل کردیم برایشان من ( شیره و شهد گیاهی و نباتی ، شیر درختی ) و سلوی ( کباب یک نوع پرنده خوشمزه همانند بلدرچین و قرقاول ) ، بخورید از پاکی‌ها ، آنچه [را که] رزق ( روزی ) دادیم شما را و ظلم نکردند ما را و لیکن خودهایشان را ظلم میکردند . ( آیه ۱۶۰ سوره اعراف )

و زمانیکه آب دادن خواست موسی برای قومش ، پس گفتیم بزن به عصایت سنگ را ، پس ترکید ( جوشید ) از آن ، دو ده ( دوازده ) چشمه‌ای ، شناخته بود هر ( تمام ) انسیانی ( مردمی ) شرب‌گاه ( نوشیدنی ) خودشان را ، بخورید و بنوشید از رزق ( روزی ) خداوند و گناه نکنید در زمین مفسدانه . ( آیه ۶۰ سوره بقره )

و حتما گرفته است خداوند میثاق ( عهد ، پیمان ) پسران اسرائیل را و مبعوث کردیم ( برانگیختیم ) از ایشان دو ده ( دوازده ) رئیسی ( سردسته ، سر قبیله ، امام و پیشوایی ) و گفت خداوند [که] بدرستی من همراه شمایم اگر به پا داشتید نماز را و دادید زکات را و ایمان آوردید به رسولانم و عزیز ( گرامی و با منزلت ) داشتید ایشان را و قرض دادید خداوند را قرضی نیکویی ، حتما می زدایم از شما بدی‌هایتان را و حتما داخل می کنم شما را [به] باغهایی [که] جریان دارد از زیرش چشمه‌ها ، پس کسی که کفران کند بعد آن از شمایان ، پس گم گشته است درست راهی را . ( آیه ۱۲ سوره مائده )

بدرستی تعداد ماهها نزد خداوند دو ده ( دوازده ) ماهی در کتاب خداوند [است] ، روزی [که] خلق کرد آسمانها و زمین را از آن ، چهارتایی ( چهار ماهی ) حرام شده‌ای [است] ، آن دین به پا خواسته [استوار است] ، پس ظلم نکنید در آنها خویشتن را و قتال ( پیکار ) کنید مشرکان را همگی ( متحدا ) ، همچنان که قتال ( نبرد ) می کنند شما را همگی و بدانید [که] بدرستی خداوند همراه متقیان [است] . (  آیه ۳۶ سوره توبه ) .

برای رسم ستاره داوود ابتدا محیط یک دایره را به دوازده قسمت مساوی تقسیم می‌کنیم که هر قسمت بیانگر یک یوم ( مرحله از زمان ) می‌باشد ، همانند ساعت که هر قسمت آن بیانگر یک ساعت از شبانه روز می‌باشد ، یعنی شکل زیر .

ستاره-داود

اینک خلقت زمین در دو واحد زمان ، تقدیر معاش آن در چهار واحد زمان و خلقت کل آسمانها و زمین و هر آنچه که مابین آن دو است در شش واحد زمان انجام گرفته است . طبیعی است که خلقت زمین و تقدیر روزیش جزئی از این شش واحد زمان کل آفرینش هستی بوده است ولی برای سیاره زمین و تقدیر روزی در آن میتوان دو حالت را در نظر گرفت ، یا چهار واحد زمان تقدیر روزی بعد از دو واحد زمان آفرینش زمین بوده است ، یا این دو واحد زمان آفرینش زمین جزئی از این چهار واحد زمان تقدیر روزی در آن بوده است . ابتدا حالت اول را برسی می‌کنیم !

ستاره-داود-2

در شکل فوق نقطه صفر را مبدا زمان آفرینش فرض می‌کنیم ، خلقت زمین در دو واحد از زمان صورت گرفته است لذا پاره خطی از واحد صفر تا واحد دوم رسم می‌کنیم . چون تقدیر روزی در آن چهار واحد از زمان طول کشیده است ، چهار واحد از واحد دوم پیش روی کرده و پاره خط دوم را از واحد دوم تا واحد ششم رسم می‌کنیم و چون خلقت کل آسمانها و زمین شش واحد زمان طول کشیده است لذا خط سوم را از مبدا صفر تا واحد ششم رسم می‌کنیم . در این حالت یک مثلث قائم‌الزاویه بدست می‌آید ، برای اینکه یک زاویه مثلث مقابل کمان ۶۰ درجه و خود زاویه ۳۰ درجه و زاویه دیگر مثلث روبروی کمان ۱۲۰ درجه و خود زاویه ۶۰ درجه  شده و چون مجموع این دو زاویه ۹۰ درجه بوده و مجموع زوایای یک مثلث ۱۸۰ درجه می‌باشد ، پس اندازه زاویه سوم ۹۰ درجه خواهد بود و همانطور که میدانیم انجام محاسبات ریاضی در مثلث قائم‌الزاویه با روابط مثلثاتی زوایای ۳۰ ، ۶۰ و ۹۰ بسیار سهل و آسان و ایدآل میباشد . اینک میتوانیم این ترسیمات را از تمامی واحدها انجام دهیم ( یعنی هر واحد را مبدا زمان آفرینش تلقی کنیم یا مبدا آفرینش را به واحدهای دیگر انتقال دهیم ) . ستاره داوود یعنی دو مثلث متوازی‌الاضلاع آبی رنگ کاملا مشهود و مشخص است همچنین ستاره داوود توسعه یافته .

بررسی حالت دوم :

ستاره-داود-3

با فرض اینکه دو واحد زمان آفرینش زمین جزئی از چهار واحد زمان تقدیر روزی در آن بوده باشد ، نقطه صفر را مبدا زمان آفرینش فرض می‌کنیم ، خلقت زمین در دو واحد از زمان صورت گرفته است لذا پاره خطی را از واحد صفر تا واحد دوم رسم می‌کنیم . چون تقدیر روزی در آن چهار واحد از زمان طول کشیده است چهار واحد از مبدا صفر پیش روی کرده و پاره خط دوم را از مبدا صفر تا واحد چهارم رسم می‌کنیم و چون خلقت کل آسمانها و زمین شش واحد زمان طول کشیده است لذا خط سوم را از مبدا صفر تا واحد ششم رسم می‌کنیم . همچنین میتوانیم این ترسیمات را از تمامی واحدها انجام دهیم ( یعنی هر واحد را مبدا زمان آفرینش تلقی کنیم یا مبدا آفرینش را به واحدهای دیگر انتقال دهیم ) . ستاره داوود یعنی دو مثلث متوازی‌الاضلاع آبی رنگ کاملا مشهود و مشخص است همچنین ستاره داوود توسعه یافته .

ستاره-داود-4

یکی از شگفتی‌های این اعداد مرموز این است که اگر این عملیات هندسی را برای یک دایره با تقسیمات ۱۰ انجام دهیم به دو پنج ضلعی منتظم و یک ستاره پنج پر می‌رسیم که در آن ترکیب تناسبت طلایی یا فیبوناچی آشکار میشود .

ستاره-داود-5

در رسم فوق یک دایره را به هشت قسمت مساوی تقسیم می‌کنیم . اگر این نقاط را به نقاط مجاور خود وصل کنیم ، مسلما یک هشت ضلعی منتظم خواهیم داشت . اینک اگر نقاط را دو به دو ، چهار به چهار و شش به شش به هم متصل کنیم دو مربع تو در تو حاصل میشود . رسم سبز رنگ مربوط به معماری و هنرهای اسلامی میشود  .

فرآوری و تنظیم مطلب  : سایت رهبران شیعه



نوع مطلب : روایت پنهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اشو معتقد است شکوفایی معنوی انسان با عشق ورزی و مراقبه امکان پذیر است و منظور او از عشق، عشق جنسی است. او معتقد است که با روابط آزاد محض و تاکید تنها بر عشق انسان از خود بیگانه شده و نمی تواند نیروی اللهی را در خویش کشف کند و شکوفا سازد. همانطور که با مراقبه محض در آیین های شرقی نمی تواند راهی به سوی حقیقت گشاید. هم آنها که تنها عشق را دنبال می کنند خود را به عشق فروخته و مرعوب آن شده اند و هم آنها که از آن می گریزند مرعوب و هراسان اند. در مقابل عشق ترس است و تا ترس از بین نرود نمی توان به خوبی عشق ورزید و تا به طور کامل عشق نورزی نمی توانی به مراقبه بپردازی. پس باید با شهامت عشق بورزیم و مراقبه را دنبال کنیم.

اشو

شهامت یعنی نه به عشق پناه ببری و نه از آن بگریزی. انسان از ترس تنهایی به عشق چنگ انداخته و آن را تباه می کند. و از ترس عشق به عزلت و ریاضت رو می آورد. «تا کنون فقط دو نوع بزدلی روی زمین زندگی کرده است.»۱ راه درست این است که تا وقتی عشق به تو شور و شادی می بخشد عشق بورزی و هنگامی که دلزده شدی به عزلت و نیایش و مراقبه روی آوری و خود را بازیابی. جمع میان عشق و مراقبه راه نجات و مسیر آینده خواهد بود. به نظر اشو انسان نوین باید عشق و مراقبه را به هم بیامیزد. «آمیزش باید بزرگترین هنر مراقبه شود. این پیشکش تانترا به دنیاست.»۲ انسان راه یافته در عشق و آمیزشش مراقبه کرده، در اوج عشق ورزی و رابطه، مراقبه داشته، خود را مشاهده می کند. برای او «عشق یک آینه است. رابطه واقعی آینه ای است که در آن دو عاشق چهره یکدیگر را می بینند و خدا را باز می شناسند. این راهی به سوی پروردگار است.»۳ پروردگاری که همانا لذت و خوشی است. وقتی عشق با مراقبه آمیخته شود، رابطه بدون تعلق و در حال نظاره صورت می گیردگویی تو عامل نیستی و در پایان رابطه و هنگام دلزدگی و خستگی و جدایی چیزی از دست نمی دهی. «انسان دانا به مانند یک آینه در عالم زندگی می کند. از هر آنچه جلویش قرار بگیرد خوشحال می شود. اگر گلی را ببیند شاد شده و آن را منعکس می کند و اگر انعکاسش را باز پس گیرد، او در آن می بیند. اگر کسی در جلویش قرار نگیرد وقتی همه آینه خالی باشد او خدا را در تهی بودن آن می بیند.»۴

اشو

در آمیزش مقدس شخص مستقل است به آینده رابطه نمی اندیشد به گذشته آن کاری ندارد، شادمانی و هیجان لحظه را می بیند و خود را نیز تماشا می کند چنانکه در آینه خویش را می بیند، پیوند و جدایی را بدون اینکه وابسته شود، مشاهده می کند. لذت می برد و شاد است حتی اگر افسردگی و اندوه هم سراغ او بیاید. او با تمام وجودش رنج نمی برد زیرا از آن جهت که ناظر است، فقط شاهد اندوه است و خود گرفتار آن نیست. چنین کسی می تواند شادتر باشد، با لذت زندگی در لحظه و همیشه با خدا بودن. این خوشی و شادی که البته خالی از رنج و افسردگی نیست مذهب اشوست «در این دنیا، هم اینجا هم اینک بمان و به راهت ادامه بده با قهقه ای برخواسته از عمق وجودت ادامه بده. راهت را به سوی خدا برقص، راهت را به سوی خدا بخند، راهت را به سوی خدا آواز بخوان.» ۵
اشو به طور شگفت انگیزی ادبیاتی که عارفان و فرزانگان تاریخ بشریت در همه تمدن ها و سرزمین ها به کار گرفته اند تا ارتباط روح انسان با ماوراء و خدایی که همه هستی و کمالات از اوست بیان کنند؛ در یک دستگاه مفهومی دیگر به کار می گیرد. و همه آن لذت های روحانی و شادمانی های عمیق معنوی را که در ارتباط با خدای واقعی می توان تجربه کرد، در منطق و مذهب اشو به لذت جنسی و همین خوشی و شادی این جهانی تبدیل می شود. همین شادی هایی که همه ما می شناسیم و فقط اشو به ما می آموزد که سعی کنید با تمام توجه از این شادی ها لذت ببرید و خود را در آن ببینید و احساس کنید. با تمام وجود این شادی ها را لمس کنید که لایه های عمیق تر آگاهی تان از آن سیراب شود و سپس احساس ناکامی را با فراموش کردن خاطره آن و از دست رفتن و تمام شدنش را با در لحظه زیستن و توجه به زمان حال دور بریزید.
او در موضع گیری در قبال عشق سرگردان و پریشان است. در مواردی عشق جنسی را مانعی معرفی می کند که مطمئن ترین راه برطرف کردن آن برداشتن مرزها و محدودیت های جنسی است. در جای دیگر آن را وسیله نه هدف و مرحله ای گذرا دانسته، تاکید می کند که عشق جنسی ابزار و وسیله ای برای سیر و سلوک است. و در نهایت نظرش این است که هدف همین لذت و شادمانی در روابط جنسی و عشق بازی است.

اوشو

تمام کوشش او در تبیین و تعلیم تز «عشق + مراقبه» این است که مراقبه لذت و شادی لحظه عشق بازی را افزایش داده و اندوه و افسردگی پس از آن را فروکاهیده، تحمل پذیرتر می کند. اهمیت و ضرورت آمیختن یا جمع میان عشق و مراقبه به این خاطر است که ذهن هم موقع لذت بردن مزاحم بوده، مانع این می شود که با تمام حواست از معاشقه لذت ببری و هم پس از آن اندوه به بار می آورد. زیرا به گذشته معطوف است و خاطراتی به همراه دارد، خاطراتی از پایان لذت از خطاهایی که وجدان اخلاقی آنها را نپذیرفته، با طبیعت و فطرت انسان سازگار نیست. هم از این رو توصیه می کند که ذهن و اندیشه را در فرایند مراقبه کنار گذاشته، از امیال و هوس های طبیعی خود پیروی کنید، تا از لذت و خوشی زندگی بهرمند شوید. «ندای درونتان را ارج بنهید و از آن اطاعت کنید. بخاطر داشته باشید: من تضمین نمی کنم که آن ندا همیشه شما را به راه راست هدایت کند. بیشتر اوقات شما را به گمراهی می برد،… این حق شماست که آزادانه به گمراهی بروید. این بخشی از کرامت شماست. حتی در مقابل خداوند بایستید. …درستی و نادرستی امور را به کنار بگذارید.» ۶
گریز اشو از خویش و از گذشته تا حدی است که بارها نام خود را تغییر داده۷ و تصریح می کند که گذشته ارزش یادآوری ندارد. و نیز می گوید که «من پاسخگوی حرف های دیروزم نیستم.»۸ او می کوشد بحران معنویت انسان معاصر را بدون تغییر در شالوده های فکری و اصول اخلاقی آن برطرف سازد لذا معنویت و عرفان را در همین هوس پرستی تزریق کرده، تفسیری از عرفان ارائه می دهد که امیال و اهواء انسان هبوط کرده و از خدا دور افتاده را مباح شمرده و تامین کند. و همین کامجویی ها را خدا معرفی می کند و در این باره از میراث و ادبیات عرفانی شرق نهایت سوء استفاده و تحریف را اعمال می کند. در یک کلام اوشو یک فریب بزرگ در آستانه هزاره سوم بود که خودفریبی انسان معاصر برای توجیه هوس رانی ها و نادانی هایش را نمایندگی کرد. و این اعتراف اوست که خود را «سرآغاز خودآگاهی مذهبی کاملاً نوینی»۹ معرفی کرده و در باره مذهب و این طور اظهار نظر می کند که: «همه آیین ها بر پایه دستاویزی ساختگی بنا شده است. همه شیوه ها دروغین اند… می توان دستاویزهای تازه ای به بار آورده و دین های تازه ای پدید آورد. دستاویزهای کهنه فرسوده می شوند. دروغ های کهنه از رنگ و بو می افتند و به دروغ های نوتری نیاز خواهد بود.» ۱۰
انسان پیش از حیات دنیایی عشقی عمیق را تجربه کرده و در این زندگی نیز آواره آن عشق است و تا در این دنیا به سر می برد نمی تواند تمام آن عشق را درک کند. هم از این رو در این دنیا باید نمادی از آن عشق داشته باشد و در این رابطه خداوند مرد و زن را برای هم آفرید، آن ها را مایه آرامش یکدیگر قرار داد و در سنت نبوی ازدواج را یک آیین ضروری قلمداد کرد و سرانجام در کلام خود این پیوند را سرشار از آیات عشق و مهربانی معرفی کرد.۱۱ تا با این پیوندی که از عشق و معنویت و آیات و نشانه های اللهی لبریز است، عشقی معنوی و پایدار را بیازمایند و برای بازگشت به آغوش عشق اللهی آماده شوند.

منابع :
۱-اشو، الماسه های اشو ترجمه مرجان فرجی تهران: انتشارات فرودسی چاپ چهارم ۱۳۸۲٫
۲-اُشن گوروجی (اشو) تفسیر آواهای شاهانه ساراها (تعلیمات تانترا ۴) ترجمه هما ارژنگی تهران: نشر حم چاپ اول ۱۳۸۳٫
۳-اُشن گوروجی (اشو) تفسیر آواهای شاهانه ساراها (تعلیمات تانترا۳) ترجمه هما ارژنگی. تهران: نشر حم چاپ اول ۱۳۸۳٫
۴-اشو، شهامت، ترجمه خدیجه تقی پور . تهران: انتشارات فردوسی چاپ دوم ۱۳۸۰٫
۵-اشو، یک فنجان چای، ترجمه مسیحا برزگر. تهران: انتشارات دارینوش اول ۱۳۸۲٫
۶-اشو، آوازسکوت، ترجمه میر جواد سید حسینی. اصفهان: انتشارات هودین چاپ اول ۱۳۸۴٫
۷-اشو، پیوند. ترجمه عبدالعلی براتی . تهران: انتشارات نسیم دانش ۸۵٫ دوم.
۸-اشو، عشق رقص زندگی، ترجمه بابک ریاحی پور و فرشید قهرمانی. تهران: انتشارات آویژه و انتشارات نگارستان کتاب. چاپ ششم ۱۳۸۱٫
۹-اشو، ریشه ها و بالها. ترجمه مسیحا برزگر. تهران: انتشارات آویژ چ اول ۱۳۸۲٫
۱۰-اشو، اینک برکه ای کهن. ترجمه سیروس سعدوندیان. تهران: انتشارات نگارستان چ دوم ۱۳۸۲٫
۱۱- اشو، آینده طلایی، ترجمه مرجان فرجی. تهران: انتشارات فردوسی چاپ اول ۱۳۸۱٫
۱۲- اشو، ضربان قلب حقیقت مطلق (تفسیری از ایشاباش اوپانیشاد) ترجمه لوئیز شنکایی. تهران: انتشارات فردوسی ۱۳۸۱ چاپ اول.
۱۳-اشو، آفتاب در سایه، مترجم عبدالعلی براتی. تهران: نشر نسیم دانش چاپ دوم ۱۳۸۲٫
۱۴-اشو، مراقبه هنر وجد و سرور، ترجمه فرامرز جواهری نیا. تهران: انتشارات فردوسی چ اول ۱۳۸۰٫
۱۵-هفته نامه – پگاه حوزه – ۱۳۸۸ – شماره ۲۷۱

پی نوشت ها:
۱- الماس های اشو ص ۲۳۱٫
۲- همان اشو ص۲۴۰٫
۳- همان اشو ص۳۳٫
۴- ضربان قلب حقیقت مطلق ص۱۷۲٫
۵- الماس های اشو ص ۳۲٫
۶- شهامت ص۲۷غ۲۶٫
۷- اینک برکه ای کهن ص ۴۱٫
۸- ریشه ها و بالها ص۱۷۵٫
۹- الماس های اشو ص۳۶۶٫
۱۰- مراقبه هنر وجد و سرور ص۲۰٫
۱۱- و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودهً و رحمهً.

فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه ،



نوع مطلب : روایت پنهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اشو معتقد است شکوفایی معنوی انسان با عشق ورزی و مراقبه امکان پذیر است و منظور او از عشق، عشق جنسی است. او معتقد است که با روابط آزاد محض و تاکید تنها بر عشق انسان از خود بیگانه شده و نمی تواند نیروی اللهی را در خویش کشف کند و شکوفا سازد. همانطور که با مراقبه محض در آیین های شرقی نمی تواند راهی به سوی حقیقت گشاید. هم آنها که تنها عشق را دنبال می کنند خود را به عشق فروخته و مرعوب آن شده اند و هم آنها که از آن می گریزند مرعوب و هراسان اند. در مقابل عشق ترس است و تا ترس از بین نرود نمی توان به خوبی عشق ورزید و تا به طور کامل عشق نورزی نمی توانی به مراقبه بپردازی. پس باید با شهامت عشق بورزیم و مراقبه را دنبال کنیم.

اشو

شهامت یعنی نه به عشق پناه ببری و نه از آن بگریزی. انسان از ترس تنهایی به عشق چنگ انداخته و آن را تباه می کند. و از ترس عشق به عزلت و ریاضت رو می آورد. «تا کنون فقط دو نوع بزدلی روی زمین زندگی کرده است.»۱ راه درست این است که تا وقتی عشق به تو شور و شادی می بخشد عشق بورزی و هنگامی که دلزده شدی به عزلت و نیایش و مراقبه روی آوری و خود را بازیابی. جمع میان عشق و مراقبه راه نجات و مسیر آینده خواهد بود. به نظر اشو انسان نوین باید عشق و مراقبه را به هم بیامیزد. «آمیزش باید بزرگترین هنر مراقبه شود. این پیشکش تانترا به دنیاست.»۲ انسان راه یافته در عشق و آمیزشش مراقبه کرده، در اوج عشق ورزی و رابطه، مراقبه داشته، خود را مشاهده می کند. برای او «عشق یک آینه است. رابطه واقعی آینه ای است که در آن دو عاشق چهره یکدیگر را می بینند و خدا را باز می شناسند. این راهی به سوی پروردگار است.»۳ پروردگاری که همانا لذت و خوشی است. وقتی عشق با مراقبه آمیخته شود، رابطه بدون تعلق و در حال نظاره صورت می گیردگویی تو عامل نیستی و در پایان رابطه و هنگام دلزدگی و خستگی و جدایی چیزی از دست نمی دهی. «انسان دانا به مانند یک آینه در عالم زندگی می کند. از هر آنچه جلویش قرار بگیرد خوشحال می شود. اگر گلی را ببیند شاد شده و آن را منعکس می کند و اگر انعکاسش را باز پس گیرد، او در آن می بیند. اگر کسی در جلویش قرار نگیرد وقتی همه آینه خالی باشد او خدا را در تهی بودن آن می بیند.»۴

اشو

در آمیزش مقدس شخص مستقل است به آینده رابطه نمی اندیشد به گذشته آن کاری ندارد، شادمانی و هیجان لحظه را می بیند و خود را نیز تماشا می کند چنانکه در آینه خویش را می بیند، پیوند و جدایی را بدون اینکه وابسته شود، مشاهده می کند. لذت می برد و شاد است حتی اگر افسردگی و اندوه هم سراغ او بیاید. او با تمام وجودش رنج نمی برد زیرا از آن جهت که ناظر است، فقط شاهد اندوه است و خود گرفتار آن نیست. چنین کسی می تواند شادتر باشد، با لذت زندگی در لحظه و همیشه با خدا بودن. این خوشی و شادی که البته خالی از رنج و افسردگی نیست مذهب اشوست «در این دنیا، هم اینجا هم اینک بمان و به راهت ادامه بده با قهقه ای برخواسته از عمق وجودت ادامه بده. راهت را به سوی خدا برقص، راهت را به سوی خدا بخند، راهت را به سوی خدا آواز بخوان.» ۵
اشو به طور شگفت انگیزی ادبیاتی که عارفان و فرزانگان تاریخ بشریت در همه تمدن ها و سرزمین ها به کار گرفته اند تا ارتباط روح انسان با ماوراء و خدایی که همه هستی و کمالات از اوست بیان کنند؛ در یک دستگاه مفهومی دیگر به کار می گیرد. و همه آن لذت های روحانی و شادمانی های عمیق معنوی را که در ارتباط با خدای واقعی می توان تجربه کرد، در منطق و مذهب اشو به لذت جنسی و همین خوشی و شادی این جهانی تبدیل می شود. همین شادی هایی که همه ما می شناسیم و فقط اشو به ما می آموزد که سعی کنید با تمام توجه از این شادی ها لذت ببرید و خود را در آن ببینید و احساس کنید. با تمام وجود این شادی ها را لمس کنید که لایه های عمیق تر آگاهی تان از آن سیراب شود و سپس احساس ناکامی را با فراموش کردن خاطره آن و از دست رفتن و تمام شدنش را با در لحظه زیستن و توجه به زمان حال دور بریزید.
او در موضع گیری در قبال عشق سرگردان و پریشان است. در مواردی عشق جنسی را مانعی معرفی می کند که مطمئن ترین راه برطرف کردن آن برداشتن مرزها و محدودیت های جنسی است. در جای دیگر آن را وسیله نه هدف و مرحله ای گذرا دانسته، تاکید می کند که عشق جنسی ابزار و وسیله ای برای سیر و سلوک است. و در نهایت نظرش این است که هدف همین لذت و شادمانی در روابط جنسی و عشق بازی است.

اوشو

تمام کوشش او در تبیین و تعلیم تز «عشق + مراقبه» این است که مراقبه لذت و شادی لحظه عشق بازی را افزایش داده و اندوه و افسردگی پس از آن را فروکاهیده، تحمل پذیرتر می کند. اهمیت و ضرورت آمیختن یا جمع میان عشق و مراقبه به این خاطر است که ذهن هم موقع لذت بردن مزاحم بوده، مانع این می شود که با تمام حواست از معاشقه لذت ببری و هم پس از آن اندوه به بار می آورد. زیرا به گذشته معطوف است و خاطراتی به همراه دارد، خاطراتی از پایان لذت از خطاهایی که وجدان اخلاقی آنها را نپذیرفته، با طبیعت و فطرت انسان سازگار نیست. هم از این رو توصیه می کند که ذهن و اندیشه را در فرایند مراقبه کنار گذاشته، از امیال و هوس های طبیعی خود پیروی کنید، تا از لذت و خوشی زندگی بهرمند شوید. «ندای درونتان را ارج بنهید و از آن اطاعت کنید. بخاطر داشته باشید: من تضمین نمی کنم که آن ندا همیشه شما را به راه راست هدایت کند. بیشتر اوقات شما را به گمراهی می برد،… این حق شماست که آزادانه به گمراهی بروید. این بخشی از کرامت شماست. حتی در مقابل خداوند بایستید. …درستی و نادرستی امور را به کنار بگذارید.» ۶
گریز اشو از خویش و از گذشته تا حدی است که بارها نام خود را تغییر داده۷ و تصریح می کند که گذشته ارزش یادآوری ندارد. و نیز می گوید که «من پاسخگوی حرف های دیروزم نیستم.»۸ او می کوشد بحران معنویت انسان معاصر را بدون تغییر در شالوده های فکری و اصول اخلاقی آن برطرف سازد لذا معنویت و عرفان را در همین هوس پرستی تزریق کرده، تفسیری از عرفان ارائه می دهد که امیال و اهواء انسان هبوط کرده و از خدا دور افتاده را مباح شمرده و تامین کند. و همین کامجویی ها را خدا معرفی می کند و در این باره از میراث و ادبیات عرفانی شرق نهایت سوء استفاده و تحریف را اعمال می کند. در یک کلام اوشو یک فریب بزرگ در آستانه هزاره سوم بود که خودفریبی انسان معاصر برای توجیه هوس رانی ها و نادانی هایش را نمایندگی کرد. و این اعتراف اوست که خود را «سرآغاز خودآگاهی مذهبی کاملاً نوینی»۹ معرفی کرده و در باره مذهب و این طور اظهار نظر می کند که: «همه آیین ها بر پایه دستاویزی ساختگی بنا شده است. همه شیوه ها دروغین اند… می توان دستاویزهای تازه ای به بار آورده و دین های تازه ای پدید آورد. دستاویزهای کهنه فرسوده می شوند. دروغ های کهنه از رنگ و بو می افتند و به دروغ های نوتری نیاز خواهد بود.» ۱۰
انسان پیش از حیات دنیایی عشقی عمیق را تجربه کرده و در این زندگی نیز آواره آن عشق است و تا در این دنیا به سر می برد نمی تواند تمام آن عشق را درک کند. هم از این رو در این دنیا باید نمادی از آن عشق داشته باشد و در این رابطه خداوند مرد و زن را برای هم آفرید، آن ها را مایه آرامش یکدیگر قرار داد و در سنت نبوی ازدواج را یک آیین ضروری قلمداد کرد و سرانجام در کلام خود این پیوند را سرشار از آیات عشق و مهربانی معرفی کرد.۱۱ تا با این پیوندی که از عشق و معنویت و آیات و نشانه های اللهی لبریز است، عشقی معنوی و پایدار را بیازمایند و برای بازگشت به آغوش عشق اللهی آماده شوند.

منابع :
۱-اشو، الماسه های اشو ترجمه مرجان فرجی تهران: انتشارات فرودسی چاپ چهارم ۱۳۸۲٫
۲-اُشن گوروجی (اشو) تفسیر آواهای شاهانه ساراها (تعلیمات تانترا ۴) ترجمه هما ارژنگی تهران: نشر حم چاپ اول ۱۳۸۳٫
۳-اُشن گوروجی (اشو) تفسیر آواهای شاهانه ساراها (تعلیمات تانترا۳) ترجمه هما ارژنگی. تهران: نشر حم چاپ اول ۱۳۸۳٫
۴-اشو، شهامت، ترجمه خدیجه تقی پور . تهران: انتشارات فردوسی چاپ دوم ۱۳۸۰٫
۵-اشو، یک فنجان چای، ترجمه مسیحا برزگر. تهران: انتشارات دارینوش اول ۱۳۸۲٫
۶-اشو، آوازسکوت، ترجمه میر جواد سید حسینی. اصفهان: انتشارات هودین چاپ اول ۱۳۸۴٫
۷-اشو، پیوند. ترجمه عبدالعلی براتی . تهران: انتشارات نسیم دانش ۸۵٫ دوم.
۸-اشو، عشق رقص زندگی، ترجمه بابک ریاحی پور و فرشید قهرمانی. تهران: انتشارات آویژه و انتشارات نگارستان کتاب. چاپ ششم ۱۳۸۱٫
۹-اشو، ریشه ها و بالها. ترجمه مسیحا برزگر. تهران: انتشارات آویژ چ اول ۱۳۸۲٫
۱۰-اشو، اینک برکه ای کهن. ترجمه سیروس سعدوندیان. تهران: انتشارات نگارستان چ دوم ۱۳۸۲٫
۱۱- اشو، آینده طلایی، ترجمه مرجان فرجی. تهران: انتشارات فردوسی چاپ اول ۱۳۸۱٫
۱۲- اشو، ضربان قلب حقیقت مطلق (تفسیری از ایشاباش اوپانیشاد) ترجمه لوئیز شنکایی. تهران: انتشارات فردوسی ۱۳۸۱ چاپ اول.
۱۳-اشو، آفتاب در سایه، مترجم عبدالعلی براتی. تهران: نشر نسیم دانش چاپ دوم ۱۳۸۲٫
۱۴-اشو، مراقبه هنر وجد و سرور، ترجمه فرامرز جواهری نیا. تهران: انتشارات فردوسی چ اول ۱۳۸۰٫
۱۵-هفته نامه – پگاه حوزه – ۱۳۸۸ – شماره ۲۷۱

پی نوشت ها:
۱- الماس های اشو ص ۲۳۱٫
۲- همان اشو ص۲۴۰٫
۳- همان اشو ص۳۳٫
۴- ضربان قلب حقیقت مطلق ص۱۷۲٫
۵- الماس های اشو ص ۳۲٫
۶- شهامت ص۲۷غ۲۶٫
۷- اینک برکه ای کهن ص ۴۱٫
۸- ریشه ها و بالها ص۱۷۵٫
۹- الماس های اشو ص۳۶۶٫
۱۰- مراقبه هنر وجد و سرور ص۲۰٫
۱۱- و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودهً و رحمهً.

فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه ،



نوع مطلب : روایت پنهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :